برگردان به زبان ساده
ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
به تقصیر عنایت یک تبسم عذر خواهم کن
هوش مصنوعی: از دیار تو رخت بربستم، لطفی کن و نگاهی به من بینداز. اگر خطایی از من سر زده، با یک لبخند عذر من را بپذیر.
ره آوارگی در پیش و از پی دیدهٔ حسرت
وداعی نام نه این را و چشمی بر نگاهم کن
هوش مصنوعی: زندگی پر از آوارگی و سرگردانی است و در دل حسرت وداعی را میپرورانم. به من نگاهی بینداز که این احساسات را در چشمانم ببینی.
ز کوی او که کار پاسبان کعبه میکردم
خدایا بی ضرورت گر روم سنگ سیاهم کن
هوش مصنوعی: در کوی محبوبش که من به عنوان نگهبان کعبه مشغول خدمت بودم، خداوندا، اگر بیدلیل بخواهم بروم، سنگ سیاهی در دلم بگذار.
بخوان ای عشق افسونی و آن افسون بدم بر من
مرا بال و پری ده مرغ آن پرواز گاهم کن
هوش مصنوعی: ای عشق، مرا با جادوهای خود فرا بخوان و آن جادو را بر من بدم، تا به من بال و پری بدهی و مانند پرندهای، مرا به پرواز درآوری.
به کنعانم مبر ای بخت من یوسف نمیخواهم
ببرآنجا که کوی اوست در زندان و چاهم کن
هوش مصنوعی: ای بخت من، مرا به کنعان نبر، زیرا من یوسف را نمیخواهم. مرا به جایی ببر که در آن مسیر، هم زندان هست و هم چاه.
ز سد فرسنگ از پشت حریفان جسته پیکانم
مرو نزدیک او وحشی حذر از تیر آهم کن
هوش مصنوعی: از دور دست و با سرعت در حال فرار از دشمنانم هستم. نزدیک او نرو، ای وحشی! احتیاط کن که تیر آتشین من به تو آسیب نرساند.