برگردان به زبان ساده
زین سان که تند میگذرد خوشخرام من
کی ملتفت شود به جواب سلام من
هوش مصنوعی: چنین که زمان به سرعت میگذرد، خوشقدم من، کی خواهد توانست به پاس سلام من توجهی کند؟
گفتم بگو از آن لبِ شیرین حکایتی
سد تلخ گفت دلبر شیرینکلام من
هوش مصنوعی: به او گفتم از لبهای شیرینش داستانی بگوید، اما او فقط قصهای تلخ را برایم تعریف کرد.
آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت
بهر چه برفروخت چو بشنید نام من
هوش مصنوعی: اگر آن شمع از تیرگی دل من آگاه بود، به چه دلیل شعلهور شد؟ وقتی نام من را شنید، سوختن را آغاز کرد.
کامی نیافتم ز لب او به بوسهای
هرگز نبود آن لب شیرین به کام من
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم از لبان او بوسهای بگیرم، چرا که آن لبهای شیرین هرگز به کام من نیامدند.
وحشی غزال من که به من آرمیده بود
وحشی چنان نشد که شود باز رام من
هوش مصنوعی: غزالی که به من نزدیک بود و در دلم جا داشت، هرگز به آرامش و تسکین نرسید و همچنان وحشی باقی ماند.