برگردان به زبان ساده
رشک میبردند شهری بر من و احوال من
کرد ضایع کار من این بخت بی اقبال من
هوش مصنوعی: شهری از روی حسادت به من و شرایط زندگیم نگاه میکردند، و این وضعیت بد من را تحت تأثیر قرار داده بود. تمام این مسائل ناشی از بخت بد من بود.
طایری بودم من و غوغای بال افشانیی
چشم زخمی آمد و بشکست بر هم بال من
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای بودم که با زیبایی و شوق پرواز میکردم، اما ناگهان یک نگاه دردآور به من برخورد کرد و باعث شد که بالهای من شکسته شوند.
بخت بد این رسم بد بنهاد و رنجاند از منت
ورنه کس هرگز نمیرنجیده از افعال من
هوش مصنوعی: سرنوشت ناخوشایند موجب این رفتار نادرست شد و اگر این لطف و محبت نبود، هیچکس هرگز از کارهای من ناراحت نمیشد.
گشتهام آواره سد منزل ز ملک عافیت
میدواند همچنان بخت بد از دنبال من
هوش مصنوعی: من در جستوجو و سرگردانی هستم و به دنبال جایی مناسب برای زندگی میگردم. خوشی و آرامش از من دور شده و بدشانسی همواره در پی من است.
ساده رو وحشی که میخواهد به عرض او رسید
آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من
هوش مصنوعی: یک انسان ساده و بیخود که میخواهد حال و روز من را بیان کند، اما این حالتی است که هرگز نمیتوان آن را توضیح داد.