برگردان به زبان ساده
صد دشنه بر دل میخورم وز خویش پنهان میکنم
جان گریه بر من میکند من خنده بر جان میکنم
هوش مصنوعی: من با وجود اینکه به شدت آسیب میبینم و درد زیادی را متحمل میشوم، این احساسات را از دیگران پنهان میکنم. در دل غمگینم و روح من به وسعت این غم نمیتواند آرام بگیرد، اما به ظاهر خود را شاد نشان میدهم.
خون قطره قطره میچکد تا اشک نومیدی شود
وز آه سرد اندر جگر آن قطره پیکان میکنم
هوش مصنوعی: خون به آرامی میچکد و به اشک ناامیدی تبدیل میشود و از دل پر درد من، این قطرات به مانند پیکانی میزنند.
دست غم اندر جیب جان پای نشاط اندر چمن
پیراهنم صد چاک و من گل در گریبان میکنم
هوش مصنوعی: دست غم در جیب جانم است و پای نشاط در باغچه، پیراهنم پر از پارگی است و من مانند گلی در گریبانم ایجاد میکنم.
گلخنفروز حسرتم گردآورد خاشاک غم
بیدرد پندارد که من گشت گلستان میکنم
هوش مصنوعی: آتش شوق و آرزوهای من باعث شده که علفهای خشک و بیفایده غم و اندوه را جمع کنم و تصور کنم که این موضوع مرا به بهشتی از شادی و گلها میرساند.
غم هم به تنگ آمد ولی قفلست دایم بر درش
این خانهٔ تنگی که من او را به زندان میکنم
هوش مصنوعی: غم نیز به حدی رسید که خسته شد، اما همیشه در برابرش در بسته است. این مکان تنگی که من در آن زندگی میکنم، برای او مانند زندانی است.
امروز یا فردا اجل دشواری غم میبرد
وحشی دو روزی صبر کن کار تو آسان میکنم
هوش مصنوعی: امروز یا فردا، سرنوشت بدی در انتظار ماست؛ به همین دلیل، ای وحشی، تنها دو روز صبر کن تا بتوانم کار تو را راحتتر کنم.