برگردان به زبان ساده
ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیم
بستان به پرورندهٔ بستان گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما برای حفاظت از گلهای باغ، گل را به نگهبان باغ سپردیم و باغ را به کسی سپردیم که از آن مراقبت کند.
میآید از گشودن آن بوی منتی
در بسته باغ خلد به رضوان گذاشتیم
هوش مصنوعی: بوی خوشی از درب بسته باغ بهشتی به مشام میرسد که نشاندهنده نعمتها و خوشیهای آنجاست.
در کار ما مضایقهای داشت ناخدا
کشتی به موج و رخت به توفان گذاشتیم
هوش مصنوعی: در کار ما مشکلی پیش آمد و ناخدا کشتی را به دست امواج دریا سپرد و ما نیز در دشواری قرار گرفتیم.
در خود نیافتیم مدارا به اهرمن
بوسیدن بساط سلیمان گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم در خود صبوری و تحمل را بیابیم و به جای آن به آغوش گرفتن قدرت و ثروت سلیمان پرداختهایم.
کردیم پا ز دیده به عزم ره حرم
ره بسته بود خار مغیلان گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما با قدمهایی از چشم به سوی حرم حرکت کردیم، اما راه بسته بود و در مسیر، خارهای مغیلان (خارهای تند و آزاردهنده) را بر سر راه خود گذاشتیم.
ظلمت به پیش چشمهٔ حیوان تتق کشید
رفتیم و ذوق چشمه حیوان گذاشتیم
هوش مصنوعی: در تاریکی به سمت چشمه حیوان رفتیم و از لذت آن چشمه بهرهمند شدیم.
وحشی نداشت پای گریز از کمند عشق
او را به بند خانهٔ حرمان گذاشتیم
هوش مصنوعی: وحشی، به دام عشق او گرفتار شد و نتوانست از آن فرار کند، به همین دلیل ما او را در بند ناامیدی قرار دادیم.