برگردان به زبان ساده
بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم
دل جنیبت کش و جان غاشیهدارش سازم
هوش مصنوعی: انسانی که شایسته است، بخت او را میکشم و بر او سوار میشوم. دل او را میکشم و جانش را تحت اختیار خود قرار میدهم.
خواهم این سینه پر از جوهر جانهای نفیس
که به دامان وفا کرده نثارش سازم
هوش مصنوعی: میخواهم این قلب پر از احساس و عواطف ارزشمند را که با وفا بودن به دیگران اختصاص دادهام، تقدیم کنم.
نفس گرم نگر فیض اثر بین که اگر
بگمارم به خزان رشک بهارش سازم
هوش مصنوعی: به نفس خود و تاثیرات آن توجه کن، زیرا اگر احساساتم را به خزان بگذارم، میتوانم حس و حال بهار را در آن ایجاد کنم.
کیست بدخواه تو ای همت پاکان با تو
که به یک آه سحر بهر تو کارش سازم
هوش مصنوعی: کیست که بخواهد به تو آسیب برساند، ای یار نیکوکار؟ من با یک نفس سحرگاهی میتوانم به تو کمک کنم و مشکلاتت را حل کنم.
باغبان چمن حسن توام گو دگران
گل نچینند که من با خس و خارش سازم
هوش مصنوعی: باغبان به چمن زیبایی تو اشاره میکند و میگوید دیگران حق ندارند گلهای تو را بچینند، چون من میتوانم با علفهای بیارزش و خارها زندگی کنم و از آنها راضی باشم.
وحشی این دل که عزیزست به هر جا که رود
چندش آرم به سر کویی و خوارش سازم
هوش مصنوعی: این دل که برایم بسیار عزیز است، در هر جایی که برود، حس خجالت را به سر کوچهای میآورم و او را به تحقیر میکشم.