برگردان به زبان ساده
شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
ناموس را یک سو نهم بنیاد رسوایی کنم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده که دیگر نتوانم صبر کنم و باید به خاطر آبرویم، عزت و شرف را کنار بگذارم.
چندی بکوشم در وفا کز من نپوشد راز خود
هم محرم مجلس شوم هم باده پیمایی کنم
هوش مصنوعی: مدتی تلاش میکنم تا به وفاداری برسم، به گونهای که رازهای خود را از من پنهان نکنند و هم در جمع دوستان قرار بگیرم و هم با آنها بادهنوشی کنم.
گر خواهیم در بند غم پای وفا در سلسله
کردم میان خاک و خون زنجیر فرسایی کنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم در گره غم گرفتار شویم، با وفاداری، زنجیری از خاک و خون را در میان این بند برافراشته میکنیم و به آن آسایش میبخشیم.
تو خفته و من هر شبی در خلوت جان آرمت
دل را نگهبانی دهم خود را تماشایی کنم
هوش مصنوعی: تو در خواب به سر میبری و من هر شب در تنهاییام، دل و جانم را برای تو محافظت میکنم و خود را در این حال به نظاره مینشینم.
گفتم که خود رایی مکن گفت اینچنین باشد ولی
وحشی کجا شیدا شود گر ترک خود رایی کنم
هوش مصنوعی: گفتم که به نظرت خود رأیی نکن، او گفت که ممکن است اینطور باشد، اما وحشی (شاعر) چگونه میتواند عاشق و شیدا شود اگر از خود رأییاش دست بردارد؟