برگردان به زبان ساده
تو زمن پرس قدر روز وصال
تشنه داند که چیست آب زلال
هوش مصنوعی: کسی که در روزهای وصال و نزدیکی به معشوق سر میکند، میداند که چقدر احساس نیاز و تشنگی در دل دارد و به همین دلیل به خوبی میفهمد که آب زلال و پاک چیست.
ذوق آن جستن از قفس ناگاه
من شناسم نه مرغ فارغ بال
هوش مصنوعی: من تنها زمانی میتوانم شادی و خوشی را درک کنم که به طور ناگهانی از قفس رها شوم و نه مثل پرندهای که آزادانه پرواز میکند و در خوشی است.
میتوان مرد بهر آن هجران
کش وصال تو باشد از دنبال
هوش مصنوعی: میتوان برای جدایی از تو، مردی را یافت که به دنبال وصال تو باشد.
این منم، این منم به خدمت تو
ای خوشم حال و ای خوشم احوال
هوش مصنوعی: من همینام، که در خدمت توام، ای خوب، حال و هوای من خوش است.
این تویی، این تویی برابر من
ای خوشم بخت و ای خوشم اقبال
هوش مصنوعی: تو هستی، تویی که در برابر من قرار داری، ای کسی که خوشبختم و ای کسی که شانس خوبی دارم.
وحشی اسباب خوشدلی همه هست
ای دریغا دو جام مالامال
هوش مصنوعی: ای کاش همه چیز برای خوشدلی و شادابی مهیا بود، اما افسوس که تنها دو جام پر از لذت در دسترس داریم.