برگردان به زبان ساده
شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف
ریخت آخر آبروی خویش را برخاک، حیف
هوش مصنوعی: شمع جشن دیگران شد و با چهره آتشینش، متأسفانه در نهایت آبروی خود را به زمین ریخت، متأسفم.
روبرو بنشست با هر بی ره و رویی ، دریغ
کرد بی باکانه جا در جمع هر بی باک، حیف
هوش مصنوعی: مقابل هر کس بیهدف و بیصورت نشسته بود، بدون هیچ نگرانی و ترسی، فضایی را در جمع افراد بیباک تنگ کرد، که واقعاً این جای تاسف دارد.
ظلم باشد اختلاط او به هر نااهل، ظلم
حیف باشد بر چنان رو دیدهٔ ناپاک ، حیف
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی بداند که برخی افراد شایستگی و لیاقت ندارند، باید از اختلاط و نزدیک شدن به آنها خودداری کند. همچنین وجود شخصی با چهره ناپاک و نامناسب، به خودی خود، ناگوار و نادرست است.
گر بر آید جانم از غم ، نیستی آن ، کز غلط
بر زبانت بگذرد روزی کز آن غمناک حیف
هوش مصنوعی: اگر از شدت غم جانم جدا شود، دیگر نیستی آن غم که روزی به زبانت بیفتد و از آن افسوس بخوری.
در خم فتراک وحشی را نمیبندی چو صید
گوییا میآیدت زان حلقهٔ فتراک حیف
هوش مصنوعی: به خاطر نداشتن امکان مهار کردن یا به دام انداختن وحشیها، نمیتوانی آنها را در تله بیندازی. این تله که به شکل حلقهای است، مثل این است که خود به خود تو را به دام میاندازد.