برگردان به زبان ساده
بست زبان شِکوهام، لب به سخن گشادنش
عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش
هوش مصنوعی: زبانم بسته از درد، وقتی که شروع به صحبت میکنم، بهانهام برای شکایت و نوید رسیدن به وصال عشق است.
بود جهان، جهانفریب، از پی جان مضطرب
آمدن و گذشتن و رفتن و ایستادنش
هوش مصنوعی: جهان، عالمی فریبنده است که مردم به دنبال جان و زندگی خود در آن میچرخند و در حال آمدن، رفتن و ایستادن هستند.
ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا
طرزِ خرام کردن و پا به زمین نهادنش
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی شخصیت و رفتار کسی اشاره شده که با ناز و کمال خاصی بر روی زمین گام برمیدارد. حرکت او به گونهای است که توجهها را به خود جلب میکند و از هر سو احساس هیجان و زیبایی را ایجاد مینماید. در حقیقت، این فرد به طور خاصی خود را به نمایش میگذارد و یکی از مظاهر جاذبه و دلربایی است.
جذب محبتش کشد، هست بهانهای و بس
این همه تند گشتن و در پی من فتادنش
هوش مصنوعی: محبت او من را به خود جذب میکند و دلیل دیگری وجود ندارد. همین بس که این همه با سرعت در پی من میدود.
وحشی اگر چنین بود، وضع زمانه بعد ازین
وای بر آن که باید از مادر دهر زادنش
هوش مصنوعی: اگر حال و روز زمانه چنین باشد، وحشی، وای به حال آن کسی که باید از دامن زمانه به دنیا بیاید.