برگردان به زبان ساده
وه که دامن میکشد آن سرو ناز از من هنوز
ریخت خونم را و دارد احتراز از من هنوز
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که به آرامی از کنار من میگذرد، هنوز بر دل من تأثیر میگذارد و هر بار که به او فکر میکنم، احساس درد و اضطراب میکنم. او به گونهای از من فاصله میگیرد که گویی میخواهد از من دور باشد، اما اثرات حضورش هنوز در زندگیام باقی مانده است.
ناز بر من کن که نازت میکشم تا زندهام
نیمجانی هست و میآید نیاز از من هنوز
هوش مصنوعی: به من محبت کن، چون من همیشه به خاطر ناز تو احساس دلتنگی و نیاز میکنم و حتی زمانی که زندگیام به پایان میرسد، این احساس در من باقی خواهد ماند.
آنچنان جانبازیی کردم به راه او که خلق
سالها بگذشت و میگویند باز از من هنوز
هوش مصنوعی: من به خاطر او آنقدر فداکاری کردم که سالها گذشت و هنوز هم مردم دربارهام صحبت میکنند.
سوختم سد بار پیش او سراپا همچو شمع
پرسد اکنون باعث سوز و گداز از من هنوز
هوش مصنوعی: من بارها در حضور او سوختم و مثل شمع ذوب شدم. حالا از من میپرسد که چه چیزی سبب این سوز و گداز همچنان در من هست.
همچو وحشی گه به تیغم مینوازد گه به تیر
مرحمت نگرفته باز آن دلنواز از من هنوز
هوش مصنوعی: مانند یک وحشی، گاهی با تیغ خود به من ضربه میزند و گاهی با تیر محبت، بدون این که چیزی بگیرد. اما هنوز همان دلنواز در دل من وجود دارد.