برگردان به زبان ساده
چرا ستمگر من با کسی جفا نکند
جفای او همه کس میکشد چرا نکند
چرا عاشقِ ظالم و ستمگر من تنها به من بدی می کند و نه به دیگران؟ ستم و بدی های او را هر کسی میتواند تحمل کند، پس چرا او به دیگران ظلم و ستم نمیکند و فقط به من بدی میکند؟
فغان ز سنگدل من که خون سد مظلوم
به ظلم ریزد و اندیشه از خدا نکند
وای از عاشقِ سنگدل و دل سخت من که خون بسیاری از مظلومان را با خشم و دل سختی میریزد و هیچوقت از وجود خدا فکر نمی کند.
چه غصهها که نخوردم ز آشنایی تو
خدا ترا به کسی یارب آشنا نکند
از آشنا شدن با تو چه غصه هایی که نخوردم. خدا را قسم میدهم به خودش که تو را با فرد دیگری آشنا نکند. (تا فرد دیگری مانند خودش غصه نخورد)
کدام سنگدل از درد من خبر دارد
که با وجود دل سخت گریهها نکند
کدام انسان بی رحم و سنگدل از سختی ها و دل رنج های من خبر دارد که به اندازه ای بی رحم است که به خاطر دل سنگی و بی تفاوت او به حال و درد من گریه نمی کند؟
کشیده جام و سر بیگنه کشی دارد
عجب که بر نکشد تیغ و قصد ما نکند
از جام یا لیوان نوشیدنی مست کننده نوشیده یا خیلی می نوشیده است و افراد بیگناه و مظلوم را به خون میکِشد و میکُشد. عجیب است که چاقویی را در نیاورده و نمیخواهد جان مارا هم بگیرد.
به جای خویش نیامد مرا چو وحشی دل
اگر ز تیر تو پیکان به سینه جا نکند
اگر که نوک تیر عشق تو قرار نیست به سینه من برخورد کند، جای تو در دل من نیست چون در دل وحشی من باید به قلبم همانطور که میخواهی شکاری را شکار کنی تیر بزنی.