برگردان به زبان ساده
ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
دادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را
هوش مصنوعی: در مکانی آرام و دنج، به دور از شلوغیها و مزاحمتها قرار گرفتم تا از افکار و احساساتم پاکسازی کنم. در این فضای صمیمی، با رهایی از غمها و کدورتها، به روشنی و صفای درونم رسیدم.
پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر است
پر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را
هوش مصنوعی: در مقابل افرادی که اهل دل و با درک هستند، نشان دادن سپاس و قدردانی شکل دیگری دارد. پس زاهد، به ما نگو که پوشیدن لباس پشمینه چه معنایی دارد و ارزشش را به ما نچشان.
گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بود
لشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را
هوش مصنوعی: دل من دیگر تحمّل غمها را ندارد و به اندازهی ظرفیت خود، گنجی از صبر را در خود جای داده است. اما لشکر غمها به یغما رفته و آن گنجینه را میدزدد.
روز مردن درد دل بر خاک میسازم رقم
چون کنم کس نیست تا گویم غم دیرینه را
هوش مصنوعی: در روزی که میمیرم، بر روی خاک احساسات و دردهای درونم را به یادگار میگذارم. اما چگونه این کار را انجام دهم، در حینی که هیچکس نیست تا غمها و رنجهای قدیمیام را با او در میان بگذارم.
گر به کشتن کین وحشی میرود از سینهات
کرد خون خود بحل ، بردار تیغ کینه را
هوش مصنوعی: اگر به خاطر کینه و انتقام دست به قتل میزنی، از دل خود خون خشم و نفرت را خارج کن و تیغ کینه را کنار بگذار.