برگردان به زبان ساده
دوش اندک شکوهای از یار میبایست کرد
و ز پی آن گریهای بسیار میبایست کرد
هوش مصنوعی: دیشب باید کم و کوتاه به یار شکایت میکردم و پس از آن، باید خیلی زیاد گریه میکردم.
حال خود گر عرض میکردم به این سوز و گداز
چارهٔ کار منش ناچار میبایست کرد
هوش مصنوعی: اگر حال و روز خود را با این شدت و شوق بیان میکردم، بیشک راه حل مشکلاتم را پیدا میکردم.
بعد عمری کامدی یک لحظه میبایستبود
پرسش حال من بیمار میبایست کرد
هوش مصنوعی: بعد از مدتها که به دیدارم آمدهای، باید یک لحظه میایستادی و از حال من که بیمار هستم، میپرسیدی.
امتحان ناکرده خواندی غیر را در بزم خاص
چند روزی چون منش آزار میبایست کرد
هوش مصنوعی: در بین جمع خاص، چند روزی را صرف امتحان دیگران کردی، در حالی که پیش از این، آزردن روحیهات لازم بود.
رفتن از مجلس بدین صورت چه معنی داشت دوش
رنجشی گر داشتی اظهار میبایست کرد
هوش مصنوعی: رفتنت از جمع چنین دلیلی نداشت؛ اگر دلت را آزرده بودی، باید به وضوح ابراز میکردی.
تا شود ظاهر که نام ما نرفت از یاد دوست
یاد ما در نامهای یک بار میبایست کرد
هوش مصنوعی: برای این که مشخص شود که نام ما از یاد دوست نرفته، باید یک بار یاد ما را در نامهای ذکر کنیم.
کار خود بد کردم از عرض محبت پیش یار
خود غلط کردم چرا این کار میبایست کرد
هوش مصنوعی: من در ابراز محبت به یارم اشتباه کردم و حالا حس میکنم که باید در این کار دقت بیشتری میکردم.
شب که میبردند مست از بزم آن بدخو مرا
هر چه دل میخواست با اغیار میبایست کرد
هوش مصنوعی: در شبی که مستی و خماریت از جشن و مهمانی به سر میبرد، برای من که در تنهایی بودم، هر کاری که دلم میخواست، باید با دیگران انجام میشد.
اینکه وحشی را زدی بر دار کم لطفی نبود
اولش بسیار منت دار میبایست کرد
هوش مصنوعی: اینکه به وحشی آسیب زدی، در واقع کار نادرستی نبود. باید ابتدا خیلی منتظر میماندی و انتظار میکشیدی.