برگردان به زبان ساده
باده کو تا خرد، این دعوی بیجا ببَرد
بیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد
آن باده کجاست که خِرَد–این مدعی بیجا–را از میان
ببرد؛ ما را بی خویشتن سازد و ننگ خود بودن را از ما بگیرد.
خانه آتش زدگانیم ستم گو میتاز
آنچه اندوخته باشیم به یغما ببرد
هوش مصنوعی: ما در خانهای زندگی میکنیم که به آتش کشیده شده است و ستم بر ما میتازد، هر آنچه را که با زحمت جمع کردهایم، به راحتی از ما میگیرد.
شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد
هوش مصنوعی: ما مثل یک شاخ خشک شده هستیم که سرما و سردی دنیا برایمان بیاثر است. در مقابل ما نه برگ و باری وجود دارد که سرما را احساس کند و نه چیزی که ما را تحت تأثیر قرار دهد.
دوزخ جور برافروز که من تاقوکم
نشنیدم که مرا اخگری از جا ببرد
هوش مصنوعی: آتش جهنم را برافروز، زیرا من هرگز نشنیدم که آتش، کسی را از جایش براند.
جرعهٔ پیر خرابات بر آن رند، حرام
که به پیش دگری دست تمنا ببرد
هوش مصنوعی: نوشیدن می به دست آن آدم دورو و ریاکار ممنوع است، چرا که او هیچگاه نباید نزد دیگری به خواهش و درخواست بپردازد.
وحشی از رهزن ایام چه اندیشه کنی
ما چه داریم که از ما نبرد یا ببرد
هوش مصنوعی: وحشی، تو چرا دربارهی دزدان زمان فکر میکنی؟ ما چه چیزی داریم که آنها بخواهند از ما ببرند یا بربایند؟