آه ، تا کی ز سفر باز نیایی؟ بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت. کجایی؟ بازآ
شده نزدیک که هجران تو، ما را بکشد
گر همان بر سر خونریزی مایی، بازآ
کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ
رفتی و باز نمیآیی و من بیتو به جان
جان من اینهمه بیرحم چرایی؟ بازآ
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آه ، تا کی ز سفر باز نیایی؟ بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت. کجایی؟ بازآ
آه تا کی از سفر بازنمیگردی پیش من؟ برگرد، زیرا اشتیاق من به تو همچون آتشی جانم را میسوزاند، کجا هستی بازگرد.