برگردان به زبان ساده
بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد
خدمتش از دل و جان در دو جهان خواهم کرد
هوش مصنوعی: پس از این، پرستش آن محبوب را با تمام وجودم انجام خواهم داد و در این دنیا و آن دنیا برای او خدمت میکنم.
پای بر تخت جم و افسر کی خواهم زد
سر فدا در قدم پیر مغان خواهم کرد
هوش مصنوعی: من هیچگاه برای رسیدن به سلطنت و مقام بلند نیازی به نشستن بر تخت جمشید ندارم، بلکه حاضر هستم جانم را در راه احترام و تعهد به پیر مغان فدای او کنم.
گرد هر گوشه ویرانه به جان خواهم گشت
کنج دل مخزن هر گنج نهان خواهم کرد
هوش مصنوعی: در هر گوشه و نابودی، به دنبال روح خود میگردم و در عمق دل، مکان هر راز و گنج پنهان را محفوظ میدارم.
بی رخ دوست دگر خون جگر خواهم خورد
دیده را ساغر و پیمانه آن خواهم کرد
هوش مصنوعی: بدون دیدار دوست، باید حسرت و درد دل را تحمل کنم و به جای شادی، تنها غم و اندوه را احساس میکنم. چشمانم را به مانند لیوانی میسازم که پر از غم و یاد اوست.
سالها در ره عشق تو قدم خواهم زد
عمرها نام تو را ورد زبان خواهم کرد
هوش مصنوعی: سالها برای عشق تو تلاش خواهم کرد و تا پایان عمر نام تو را به زبان خواهم آورد.
مهر روی تو همه جای به دل خواهم داد
غم عشق تو دگر مونس جان خواهم کرد
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو را در دل خود جا میدهم و با غم عشق تو، به تنهایی و اندوه جانم عادت میکنم.
وحدتا گفت تو را از بر خود خواهم راند
گفتمش خون دل از دیده روان خواهم کرد
هوش مصنوعی: او گفت که تو را از نزد خود دور میکنم، من هم پاسخ دادم که از درد دل، اشکهایم به گونههایم سرازیر خواهند شد.