برگردان به زبان ساده
اوراق روز و شب همه طی شد به صد شتاب
حرفی نخواهد چشم شعورت ازین کتاب
هوش مصنوعی: روزها و شبها به سرعت گذشتند و کتاب زندگی ورق خورد. اما این کتاب هیچ آموزهای برای چشمان بینای تو نخواهد داشت.
برعارضت نه موی سفید است هر طرف
سیلاب عمر کف بلب آورده از شتاب
هوش مصنوعی: بر روی چهرهات موهای سفید نمایان شده است و هر طرف از سیلاب عمر، نشانههایی از شتاب و گذر زمان را با خود آورده است.
از دست رفت عمر و، نشد فکر توشه یی
دردا که بار خویش نبستی به این طناب
هوش مصنوعی: عمر انسان به سرعت سپری میشود و در این مدت، نتوانستهایم چیز مهمی جمعآوری کنیم. افسوس که خود را به سختی به زندگی نرساندهایم و نتوانستهایم بار خود را به درستی بر دوش بگذاریم.
دیگر درین مقام، مجال درنگ نیست
کز پشت حلقه عمر تو شد پای در رکاب
هوش مصنوعی: دیگر وقت معطلی نیست، زیرا عمرت مانند اسبی آماده، به خط آغاز حرکت نزدیک شده است.
زان گشته پای سست، که در خانه جهان
چندان نشسته ایم که رفته است پا به خواب
هوش مصنوعی: از آنجا که مدت زیادی را در این دنیا نشستهایم و بیعملی کردهایم، اکنون پاهایمان ناتوان و سست شدهاند و مانند کسی شدهایم که چنان در خواب رفته که حرکت را فراموش کرده است.
نزدیک گشته است ترا روز مرگ از آن
جسم ترا ز رعشه پیری است اضطراب
هوش مصنوعی: روز مرگ تو نزدیک شده و اضطراب تو ناشی از لرزشهای پیری است که به جسمت راه یافته است.
دور شباب رفت و، نسودی رخی به خاک
واعظ نماز کن که فرو رفت آفتاب
هوش مصنوعی: دور جوانی سپری شده و چهرهای به خاک نیافکندهای. ای واعظ، نماز خود را به جا آور که آفتاب غروب کرده است.