برگردان به زبان ساده
ز ناله باز ندارد کسی دل ما را
کسی نبسته زبان خروش دریا را
هوش مصنوعی: از صدای نالهٔ ما هیچکس دلخوش نیست و هیچکس هم به زبان خروش دریا توجهی ندارد.
ز ما به دلبر ما بسکه راه نزدیک است
توان به بال شرر بست نامه ما را
هوش مصنوعی: ما به خاطر نزدیکی راه به محبوبمان، میتوانیم به سادگی پیاممان را به او برسانیم.
دوباره دیده ام امروز قد و بالایش
ببین ز مستی من نشأه دو بالا را
هوش مصنوعی: امروز دوباره قد و قامت او را دیدهام. ببین چقدر تحت تأثیر عشق او هستم و چطور این احساسات مرا به اوج میبرند.
چنین که فشرده است یاد تمکینش
که می تواند بردن ز جا دل ما را!؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که یاد و خاطره حضور او به قدری قوی و ملموس است که میتواند دل ما را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و ما را از مکان و حال و هوای خود دور کند.
کفن حریر و طلا مرده را از آن فکنند
که قدر نیست در آن نشأه مال دنیا را
هوش مصنوعی: باید بدانیم که در این دنیا ارزش و اهمیت مادیات از بین میرود، حتی اگر با لباسهای گرانقیمت هم پوشیده شوند. در زندگی بعد از مرگ، ثروت و مال دیگر هیچ ارزشی ندارند و باید به جای ظواهر به معنویات و ارزشهای واقعی توجه کنیم.
میان خلق کجا و جد و حال روی دهد
کسی بجام ندیده است جوش صهبا را
هوش مصنوعی: در میان مردم، چه جای جدل و تنش و شلوغی است؟ کسی هرگز در شرایطی که جام شراب را ندیده باشد، نمیتواند حال و هوای مستی را احساس کند.
چو نخل شمع خزان کرده برگ ما سرزد
ز نوبهار جوانی خبر نشد ما را
هوش مصنوعی: چون درخت نخل در فصل خزان برگهایش را از دست داده، ما هم از جوانی و شکوفاییامان بیخبر ماندیم.
به خاک می بردت آرزوی دنیا کاش
تو هم بخاک بری آرزوی دنیا را
هوش مصنوعی: آرزوهای دنیوی، انسان را به خاک میافکند و نابود میسازد. ای کاش تو هم این آرزوها را رها کنی و به سرنوشت مشابهی دچار شوی.
گرفته اند شهان شهرها اگر واعظ
گرفته ناله من نیز کوه و صحرا را
هوش مصنوعی: اگرچه شاهان شهرها را تحت کنترل خود درآوردهاند و حاکمیت دارند، اما من نیز فریاد و نالهام به اندازهای است که به کوهها و دشتها نیز میرسد.