برگردان به زبان ساده
دلا از خواب بگشا چشم و، سر کن آه و یاربها
که نبود خلوت در بستهای چون ظلمت شبها
هوش مصنوعی: ای دل، چشمانت را بگشای و به خود آوردی، زیرا در دل شبهای تاریک، هیچ سکوت و آرامشی وجود ندارد.
به بیداری توان دیدن رخ کام دوعالم را
گشاده دیده از خوابست فتحالباب مطلبها
هوش مصنوعی: برای دیدن زیباییهای دنیا و بهرهمندی از نعمتهای آن، باید بیدار و هوشیار بود. اگر در خواب بمانیم، فرصتهای فراوانی را از دست خواهیم داد.
مس قرص قمر از وی زر خورشید میگردد
نباشد خاک اکسیری چو گرد ظلمت شبها
هوش مصنوعی: در یک شب تاریک، حتی اگر چیزی به ظاهر بیارزش و گلی وجود داشته باشد، میتواند با وجود نور خورشید به درخشندگی و زیبایی بپردازد. به بیان دیگر، در شرایط سخت و تاریکی، امکان درخشش و درخود احیا شدن وجود دارد.
نمیماند نهان طاعت، بود چون نور اخلاصش
جمال شمع را پنهان نسازد پرده شبها
هوش مصنوعی: طاعت و فرمانبرداری واقعی هیچگاه پنهان نمیماند، چرا که اخلاص مانند نوری است که نمیتواند زیبایی شمع را زیر پردههای شب پنهان کند.
به پیری سر ز هوش و پا ز قوت چشم از بینش
ز آمد آمد مردن تهی کردند قالبها
هوش مصنوعی: در دوران پیری، ذهن از هوش و بدن از قدرت خالی میشود و به تدریج بینش و درک نیز از بین میرود، به طوری که زندگی به سمت مرگ پیش میرود و وجود انسان تهی میشود.
سر صد قرن خورد و میخورد، غافل مشو ای دل
همان برجاست چرخ پیری را دندان کوکبها؟
هوش مصنوعی: زمانی بسیار طولانی سپری شده و همچنان در حال گذر است. ای دل، غافل مباش که همانطور که هست، دوران پیری نیز به وضوح مشخص است و نشانههای آن در زندگی زودتر از آنچه فکر میکنی نمایان خواهد شد.
جهاد نفس، کی زین عزمهای سست سر گیرد
در این میدان چه خواهی ساخت با این مردهمرکبها
هوش مصنوعی: جهاد با نفس، چه زمانی با این تصمیمهای ضعیف به پیروزی میرسد؟ در این عرصه، با این ارادههای ناتوان چه چیزی خواهی ساخت؟
فرو باید نشاندن آرزو، از غصه ایمن شد
که پف کردن بود شب بر چراغ، افسون عقربها
هوش مصنوعی: باید آرزوها را فرو بگذاریم تا از غم و اندوه محفوظ بمانیم. شب همانند دودی که بر روی چراغ مینشیند، ما را تحت تاثیر افسونهایی قرار میدهد که ممکن است خطرناک باشند.
چه گویان تشنه خون همند اهل زمان یارب
به این نفرت که دارند از هم این بیگانهمشربها
هوش مصنوعی: آیندهنگرانی که از همدیگر متنفرند، به گونهای تشنه خون یکدیگر هستند. ای خدای بزرگ، با این نفرتی که بین آنها وجود دارد چه کار میتوان کرد؟ این افراد که دوستانی از یکدیگر ندارند، چقدر غریب و بیگانهاند!
میان همدمان اکثر سخن میافگند دوری
سخن چون در میان آمد، شوند از هم جدا لبها
هوش مصنوعی: در جمع دوستان، معمولاً صحبتها زیاد میشود، اما وقتی موضوع جدایی به میان آید، بحثها آرام میگیرد و افراد از هم دور میشوند.
ز خود مأیوس و، با حق آشنا کردند خلقی را
ندیدم کارسازی مثل این اربابمنصبها
هوش مصنوعی: به هیچوجه ناامید نشو و آگاهی از حق را فراموش نکن. هیچکس را ندیدم که به اندازه این افراد با مقام و منصبشان بتوانند به دیگران کمک کنند.
اگر قدر سواد و خط همین باشد که میبینم
ثوابی نیست چون آزادی طفلان ز مکتبها؟
هوش مصنوعی: اگر دانش و نوشتن به همین اندازه که میبینم باشد، پس هیچ ارزشی ندارد، مانند آزادی کودکانی که از مکتب خارج میشوند.
دو دل زین آشنایان متفق با هم نمیبینم
به راهی میرود هر یک ازیشان همچو مذهبها
هوش مصنوعی: دو دل را در میان این آشنایان نمیبینم که با هم همعقیده باشند. هر کدام از آنها به راهی میروند، مانند مذاهب مختلف.
شکایتهای خود را زان به روز حشر افگندم
که کوتاهی کند از عرض حالم، طول این شبها
هوش مصنوعی: شکایتم را در روز قیامت مطرح میکنم، زیرا نمیخواهم در این شبهای طولانی از حال و روزم بگوش کسی برسد.
هوای زر ترا آتش به جان افگنده، ریزش کن
عرق کردن مگر بخشد ترا صحت ازین تبها
هوش مصنوعی: هوای طلا و ثروت باعث شده تا روح و جانت آتش بگیرد؛ عرق کن و تلاش کن، شاید این زحمات و عرقریزی به تو کمک کند تا از این بیماریها و تبهای آزاردهنده رهایی یابی.
نباشد صبح شبهای فراقم را از آن واعظ
که میبالند از روز سیاه من به خود شبها
هوش مصنوعی: صبحی برای شبهای دوری من وجود ندارد، و واعظی که از روزهای تاریک زندگیام لذت میبرد، خود را در شبها غرق میکند.