برگردان به زبان ساده
نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
این لقمه فزونست بسی از دهن ما
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم زیباییهای تو را به خوبی توصیف کنیم، زیرا کلمات ما از بیان ارزش واقعی تو عاجز هستند و حتی این حرفها هم بیشتر از حد و اندازه بیرون میزنند.
از خون دلم خورده مگر آب، که دایم
خیزد عوض سبزه غبار از چمن ما
هوش مصنوعی: آیا از دل شاد من چیزی کم شده که به جای سبزه، همیشه غبار از چمن ما بلند میشود؟
شد وقت گذشت از همه، دندان اجل کو؟
بر رشته جان سخت گره گشته تن ما
هوش مصنوعی: زمان به سرعت میگذرد و از عمر ما میکاهد، اما هنوز سرنخی از مرگ و فنا پیدا نمیشود. حالا نه تنها جان ما با این دنیای مادی گره خورده، بلکه در نتیجه این پیوند، خیلی محکم و به هم تنیده شده است.
تن خود به میان نیست، مگر از پس مردن
نامی بنویسند ز ما، بر کفن ما
هوش مصنوعی: تن من در این دنیا اهمیتی ندارد، مگر اینکه بعد از مرگم، نامی از من بر روی کفنم نوشته شود.
درد تو ز بس در گل ما ریشه دوانده است
ماند چو زبان ناله ما، در دهن ما
هوش مصنوعی: درد تو آنقدر در دل ما جا گرفته که مانند صدای نالهمان در گویش ما باقی مانده است.
در راه سلوک، اهل زمان بسکه دورویند
گردیده یکی راهبر و راهزن ما
هوش مصنوعی: در مسیر سیر و سلوک، افرادی که در این زمانه زندگی میکنند بسیار دوچهره و فریبکارند. به همین دلیل، یکی از آنها به عنوان راهنما و دیگری به عنوان دزد و فریبنده در این راه معرفی شده است.
گشتیم سراپای جهان را همه واعظ
شهری چو سفر نیست برای وطن ما
هوش مصنوعی: ما در تمام دنیا به گشت و گذار پرداختیم، اما هیچ چیز مانند سفر به وطن خود نیست و البته این را فقط میتوانیم از زبان یک واعظ بشنویم.