برگردان به زبان ساده
بنده تن تا به کی، ای جان اگر آزادهای؟!
خویش را ای دل، چرا چندی به دنیا دادهای؟!
هوش مصنوعی: ای جان، اگر تو آزاد هستی، تا کی به این بدن اسیر هستی؟ چرا دل خود را به دنیا وابسته کردهای و آن را به چیزهای زودگذر دادهای؟
حسن کرداری، چو یاری نیست در مصر قبول
یوسف است، از چه بر آری هرکجا افتادهای
هوش مصنوعی: اگر در جایی مثل مصر، کسی نیکوکار و یاری در کنارش نباشد، پس دلیل ندارد که هر زمان نیاز به کمک باشد، از چه کسی انتظار یاری داشته باشد. هر جا که هستی، باید با نیکویی و حسن رفتار خود پیش بروی.
ناید از کلکم دگر نقش سخن از خال و خط
بعد از این ما و از آن رخ گفتگوی سادهای
هوش مصنوعی: دیگر از شما هیچ نشانی باقی نخواهد ماند و تنها از روی زیبایی و چهرهتان گفتگویی صادقانه خواهد بود.
راست ناید عمر کوته با املهای دراز
مرگ بس نزدیک و، تو بسیار دور افتادهای
هوش مصنوعی: عمر کوتاه است و آرزوهای بلند، مرگ به ما نزدیک است و تو هنوز احساس دوری میکنی.
نر گدایی گرچه نبود چون در حرص و طمع
لیک چون وقت جهاد نفس گردد، مادهای
هوش مصنوعی: نر گدا هرچند در وضعیت ظاهری مانند یک گدا نیست، چون از نظر طمع و حرص به چیزهای دنیوی توجه ندارد، اما وقتی زمان جهاد با نفس و مبارزه در برابر خواستهها و هوای نفس فرا برسد، مثل یک ماده، در تلاش و کوشش برای بهتر شدن ظاهر میشود.
ز آن نتابد بر تو در دشت تجرد نور حق
کز سیهچال تعلق پا برون ننهادهای
هوش مصنوعی: اگر از وابستگیهای دنیوی رها نشدهای و هنوز در دامهای آن گرفتار هستی، نور حقیقت بر تو نمیتابد و نمیتوانی به مقام معنوی و آزادی واقعی دست یابی.
مرده خوابی تو واعظ، ورنه هرسو زین چمن
شبنمی بر گل، سحرخیزیست بر سجادهای
هوش مصنوعی: ای واعظ، خواب غفلت تو مانع دیدن زیباییهای این دنیا شده است. در هر گوشه از این باغ زندگی، زندگی و نشاطی شبیه شبنم بر گلها به چشم میخورد. در حقیقت، بیداری و آگاهی در هر لحظه و مکان وجود دارد.