برگردان به زبان ساده
به سویت جنبش هر نونهال ایمای ابرویی
ز حرفت در چمن، هر غنچهای چشم سخنگویی
هوش مصنوعی: هر جوانهای به سوی تو حرکت میکند، مثل اینکه ابرویت سخن میگوید. هر غنچهای در باغ به حرفهای تو گوش میدهد و آماده است تا به دنیا بیاید.
ز یاران هیچکس پهلونشین من نشد امشب
به غیر از حرف آن بدخو، که با من داشت پهلویی
هوش مصنوعی: امشب هیچ یک از دوستانم همراه من نشدند، جز صحبت آن شخص بدخلق که تنها همدم من بود.
ز دردت، آنچنان بیتاب دارم همنشینان را
که در پهلوی من بر خویش پیچد هر سر مویی
هوش مصنوعی: من از درد تو آنقدر بیتابم که حتی همنشینانم هم تحت تأثیر قرار گرفته و مانند من در درد و غم به خود میپیچند.
از آن رو چون رگ ابر از نگاهم گریه میبارد
که دایم همچو برق ای آتشین خود، چین بر ابرویی
هوش مصنوعی: چشمانم به اندازهای از غم پر است که همچون رگهای ابر، اشک میریزند. این احساس به قدری عمیق است که همیشه مانند جرقهای از آتش، نشانی از آن در چهرهام نمایان است.
ز اسباب جهان واعظ ندارد خانهام چیزی
به غیر از بستر پهلو و، جز بالین زانویی
هوش مصنوعی: از چیزهای دنیوی، واعظ نمیتواند چیزی به جز بستر خواب و بالینی که زیر سر دارم، برایم بیاورد.