برگردان به زبان ساده
تن ز هم پاشید و، فکر پوشش آن میکنی
ریش جو گندم شد و، اندیشهٔ نان میکنی
هوش مصنوعی: بدن از هم فرو میپاشد و تو به فکر پوشاندن آنی، در حالی که ریش جو گندم شده و تو در فکر تهیه نان هستی.
وقت پشت پا زدن شد، میزنی خود دست و پا
وقت ترک سر رسید و، فکر سامان میکنی؟
هوش مصنوعی: وقتی وقت جدایی فرا میرسد، خودت را مشغول میکنی و برای خودت راهحلها پیدا میکنی.
تا جوانی زور بر ره کن، که ده زور دگر
از عصا این قوت پا دستگردان میکنی
هوش مصنوعی: تا زمانی که جوان هستی، از نیروی جوانیات استفاده کن، زیرا بعدها برای ادامهدادن به راهت نیاز به تکیه بر دیگر اعضای بدنت خواهی داشت و آن نیروی جوانی دیگر در دسترست نخواهد بود.
این چنین کز کبر خود را میبری بر آسمان
خویشتن را عاقبت با خاک یکسان میکنی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غرور و خودبزرگبینی به دیگران ننگری و خود را بالاتر از همه ببینی، در نهایت به خاک بازخواهی گشت و هیچ تفاوتی با دیگران نخواهی داشت.
شمع کاهد بیشتر، چندان که تابانتر شود
زینهار افزون مکن خود را، که نقصان میکنی
هوش مصنوعی: هرچقدر شمع بیشتر بسوزد و نورش افزایش یابد، در واقع باعث کم شدن خود میشود. پس خودت را زیاد در معرض نور قرار نده، که این موجب نقصان شخصیت و وجودت خواهد شد.
بر سر راهی و، میجویی همان راه معاش
بر لب گوری کنون، فکر لب نان میکنی
هوش مصنوعی: در مسیری قرار داری و به دنبال راهی برای تأمین زندگی خود هستی، اما در حال حاضر به فکر لقمهای نان هستی و بر سر خاکی ایستادهای.
بیجوی کردار، داری چشم رحمت از کریم
تخم ناافشانده واعظ، فکر باران میکنی؟!
هوش مصنوعی: بدون اینکه عملکردی از خود نشان دهی و به کار خوب نپردازی، آیا فقط به خاطر فرد خیرخواه و سخاوتمند، به امید رحمتش نشستهای و به دنبال برکت از او هستی؟