برگردان به زبان ساده
زبان گشود و، چنین گفت شمع نورانی:
که هست نور و صفا بیش در پریشانی
هوش مصنوعی: شمع روشن زبان به سخن گشود و گفت: در حالت بینظمی و آشفتگی، نور و روشنی بیشتری وجود دارد.
ندیده در دل روشندلان، کسی غم دل
نهفته آینه در خویش، چین پیشانی
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند غم نهفته در دل روشندلان را درک کند، همانطور که نمیتوان چین و چروک پیشانی را در آینه مشاهده کرد.
ز باز گشتن باران ز ابر، دانستم
تلاش مرتبه می آورد پشیمانی
هوش مصنوعی: با بازگشت باران از ابر، متوجه شدم که تلاش کردن گاهی به پشیمانی میانجامد.
سری که از در حق دیده سجده واری رو
هزار حیف که آید فرو بسلطانی!
هوش مصنوعی: سری که با خضوع و احترام به حقیقت و ارزشها سجده کرده، ای کاش هرگز فرو نگشته و به بندگی سلطانی درنیاید!
شد ار تو قدر سخن کم، ببند لب واعظ
که گشته قیمت کالا کم، از فراوانی
هوش مصنوعی: اگر ارزش سخن تو کم شده است، لبِ واعظ را ببند که به خاطر زیاد شدن، قیمت کالا کاهش یافته است.