برگردان به زبان ساده
نیست غمخوار چو لیلی، دل محزون مرا
شانه بس پنجه آن خور سر مجنون مرا
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی لیلی برای دل غمگین من دلسوز نیست، و تنها کسی که میتواند به احوال پرآشوب من برسد، همان یار دیوانه و عاشق من است.
کشته تیغ سمورند همه خود سازان
ای نمد سخت خریدی تو از آن خون مرا
هوش مصنوعی: همه کسانی که خود را به خوبی میسازند و در مقابل چالشها مقاوم هستند، به نوعی به طرز دلسردکنندهای در برابر درد و سختیها آسیبپذیرند. تو حالا با استحکام و سختی که به دست آوردهای، باید توجه داشته باشی که این قوت به بهای خون و تلاش دیگران به دست آمده است.
کرده ام خون بدل از منع رخ جانانش
میخورد دیده خونبار، ازآن خون مرا
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و دلربایی معشوقم، دل خود را به درد آوردهام. چشمانم از اشک و غم پر است و در این حال، خون دل میخورم.
نیست گوشی که بود لایق در سخنی
زان خریدار نباشد در مکنون مرا
هوش مصنوعی: هیچ گوشی وجود ندارد که لایق شنیدن سخن باشد و در آن سخن، خریدار یا کسی که به دنبال فهم مطالب درونی من نباشد.
نیست ممکن که باشد بحر بدولاب تهی
گریه خالی نکند این دل پرخون مرا
هوش مصنوعی: هیچچیزی نمیتواند دریا را از غم و اندوه خالی کند، دل پرخون من همیشه گریان است.
خانه خواه غم جانان بسر راه وفاست
چون رعایت نکند خاطر محزون مرا
هوش مصنوعی: اگرچه خانه ممکن است محلی برای عشق و وفا باشد، اما چون دل غمگین من تحتتأثیر قرار نگیرد، دیگر این خانه برایم معنایی ندارد.