برگردان به زبان ساده
ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
یاد قدت نهال لب جویبار دل
هوش مصنوعی: ای آن که با عرق جبینت، صبح بهاری را به یاد میآوری، برای دل من همچون نهالی در کنار جویبار استی.
هر دل که بیشمار نباشد در آن غمت
در پیش عاشقان نبود در شمار دل
هوش مصنوعی: هر دلی که دارای احساسات عمیق نباشد، غم عشق در آن جایی ندارد و عاشقان بالغ و با احساس، تعدادشان بسیار زیاد نیست.
فارغ شدم بفکر تو از فکر روزگار
غیر از غم تو نیست کسی غمگسار دل
هوش مصنوعی: از فکر روزگار و مشکلاتش فارغ شدم و تمام دلمشغولیام به تو ختم میشود، زیرا جز خود تو کسی نیست که به دل من تسلی دهد.
چشمم ز رشک، تشنه به خون دلم شده است
تا دیده است یاد ترا در کنار دل
هوش مصنوعی: چشمم از حسادت به مقدار زیادی آزار دیده و به شدت دلم برای تو تنگ شده است، چون به یاد تو در کنار دلم میافتم.
هرگه که یاد بسمل تیغ تو کرده ام
از خود فشانده ام بتپیدن غبار دل
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد شمشیر تو افتادهام، از خود بیخود شدهام و غبار دل من در حال تپش و لرزش است.
واعظ چنین ضعیف و، غمت این قدر گران
چون قامتش خمیده نگردد ز بار دل؟!
هوش مصنوعی: واعظ چطور میتواند این همه غم را تحمل کند در حالی که خودش اینقدر ضعیف و نالان است؟! به نظر میرسد بار دلش آنقدر سنگین است که نتوانسته راست بایستد و همیشه در حال خم شدن است.