برگردان به زبان ساده
نگین خاتم دلهاست در دندانش
چکیده جگر خون ماست مرجانش
هوش مصنوعی: او همچون نگینی در دلها میدرخشد و دندانهایش نشاندهنده جوانب عاطفی و رنجهای درونی ماست، انگار که زیباییاش به نوعی درد و حسرت ما را به تصویر میکشد.
کنند کسب جفا، عضو عضو او از هم
نگاه کرده بابرو خمیده مژگانش
هوش مصنوعی: افرادی که به او ظلم میکنند، با دقت به جزئیات او نگاه میکنند و چهرهاش را با ابروهای خمیده و مژههای بلندش میسازند.
بخود همیشه کمانش کشیده میخواهم
ز رشک اینکه مبادا رود بقربانش
هوش مصنوعی: من همیشه در دل خود کمان را بهقصد عشق و حسادت میکشم، زیرا نگرانم مبادا کسی به محبوبم نزدیکتر شود.
از آن چو زلف سیاهش بخود می پیچم
که دست طره چرا میرسد بدامانش؟!
هوش مصنوعی: من از بس که در زلف سیاه او غرق میشوم، تعجب میکنم چرا دستم به طرهاش نمیرسد.
ز سبز گشتن پشت لبش، منال ای دل
که بوده است چنین سرنوشت مرجانش
هوش مصنوعی: به خاطر سبز شدن پشت لب او دل نگران نباش، زیرا این سرنوشت مرجان بوده است.
کشیده خنجر بیداد و، من ازین ترسم
که دست خون شهیدی رسد بدامانش
هوش مصنوعی: فرد خطاکار خنجر بیداد را بهدست گرفته، و من نگرانم که خون یک شهید به دامن او برسد.
نه لایق است دگر حرف عشق واعظ را
که اشک و آه بود خال و زلف جانانش!
هوش مصنوعی: دیگر جایی برای صحبتهای واعظ درباره عشق نیست، چرا که چشمان اشکآلود و نالههای دل، نماد زیبایی و عشق محبوبش است.