برگردان به زبان ساده
عجب دانم، از زخم بسمل برآید!
خدنگی، که از شست قاتل برآید!
هوش مصنوعی: عجب است که چطور زخم ناشی از زهر کارایی دارد! مثل تیر زنی که از انگشت قاتل پرتاب میشود!
نگه جانب غیرم از دیده تر
چو تیریست کز زخم مشکل برآید
هوش مصنوعی: اگر به دیگران توجه کنی و دلت را از آنها پر کنی، مانند تیری خواهد بود که از زخم جدایی به سختی خارج میشود.
چنان نیست باریک، راه خیالش
که از عهده رفتن دل برآید
هوش مصنوعی: اینطور نیست که راه خیال او به حدی باریک باشد که دل توانایی حرکت و رفتن در آن را داشته باشد.
چنان تنگ بندد، به شوخی میان را
که مطلب از آن شوخ، مشکل برآید
هوش مصنوعی: اگر کسی به شوخی و به صورت جدی چیزی را انکار کند، ممکن است از آن شوخی مسائل پیچیدهای پیش بیاید که فهم آن دشوار شود.
ز آهم نشد آنچنان تنگ محفل
که حرفی از آن مه شمایل برآید
هوش مصنوعی: از صدای آه من، جمعیت آنچنان تنگ و فشرده نشد که حتی حرفی از آن معشوق دلانگیز بیرون بیاید.
ستم آن قدر رفته بر من ز هجرش
که از عهده اش رحم مشکل برآید
هوش مصنوعی: عذاب و رنجی که از جدایی او به من رسیده، آنقدر زیاد است که دیگر نمیتوانم تحملش کنم و نمیتوانم به راحتی از عهدهاش برآیم.
تو از جای خیزی و، من از سر جان
تو از خانه و، واعظ از دل برآید!
هوش مصنوعی: تو در حال حرکت و زندگی خود هستی و من از عمق وجودم به تو فکر میکنم. تو از جایی دور میروی و واعظ هم از دل و احساسات عمیق خود صحبت میکند.