برگردان به زبان ساده
بدگهر، نیک بدینار و بدرهم نشود
ما راز داشتن گنج زر، آدم نشود
هوش مصنوعی: انسان بدخوی هرگز با پول و ثروت خوب نمیشود و نمیتواند با داشتن گنج طلایی، آدمیت پیدا کند.
خرج بازار جزا، نقد غمی میخواهد
سعی کن پرده دل، کیسه درهم نشود
هوش مصنوعی: برای ورود به عرصه پاداش و جزا، باید غم و اندوه را کنار گذاشت و احساس را در دل پنهان کرد تا دل به مال و دنیای مادی گرفتار نشود.
مردمی تا نبود، کس نشود از مردم
آدمی آینه از صورت آدم نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسانها وجود نداشته باشند، هیچکس نمیتواند به درستی انسانیت را درک کند؛ مانند اینکه آینه نمیتواند تصویر انسان را نشان دهد اگر آدمی در مقابل آن نباشد.
مایه خوشدلی روز جزا، جز غم نیست
قسمت هیچ مسلمان، دل بیغم نشود!
هوش مصنوعی: روز قیامت فقط غم و اندوه نصیب هیچ مسلمانی نیست، و دل بیغم نخواهد بود؛ مایه خوشدلی در آن روز تنها غم است.
تاب دردسر خورشید جزا نیست مرا
سایه فقر الهی ز سرم کم نشود
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیهای زندگی من جایگزینی جز تلاش و زحمت ندارد و هیچ وقت نمیتوانم از فقر و نیاز به خداوند خلاص شوم.
حلقه کن نام خود ای پادشه کشور فقر
که سلیمانی این ملک بخاتم نشود!
هوش مصنوعی: ای پادشاه کشور فقر، نام تو را به صورت حلقهای نگهدار، زیرا که کسی چون سلیمان نمیتواند این سرزمین را با انگشتری از طلا بیاره دارد.
از زبان الف این حرف شنیدم، که: کسی
راستی تا نکند پیشه، مقدم نشود
هوش مصنوعی: از زبان الف شنیدم که باید کسی راست بگوید و در کار خود صداقت داشته باشد تا بتواند به مقام و منزلت برسد.
پاک گوهر نشود گرم ز هر حرف خنک
آتش لعل برافروخته از دم نشود
هوش مصنوعی: گوهر ناب و اصیل تحت تأثیر هر حرف و کلام ناپاک قرار نمیگیرد، همانطور که آتش زیبا و درخشان لعل، با نفس سرد و ناچیز خاموش نمیشود.
بی عوض نیست درین بحر عطاهای کرم
زر ماهی ز فگندن در می کم نشود
هوش مصنوعی: در این جهان از نعمتها و بخششهای سخاوتمندانه، چیزی بدون پاداش نیست. اگرچه ماهی از دریا میافتد و به درون آب برمیگردد، اما ارزش آن هرگز کم نمیشود.
تخم امید تو واعظ دل پر خون خواهد
سبز این کشت باین چشمه بی نم نشود
هوش مصنوعی: امید تو مانند بذر در دل غمگین من خواهد رویید، اما اگر این زمین با آب و محبت سیراب نشود، نتیجهای نخواهد داشت.