برگردان به زبان ساده
بینیازی ساقی از مینا برون میآورد
کو سخن زآن لعل شکرخا برون میآورد
هوش مصنوعی: ساقی که نیازی به مینا ندارد، از آنجا که میتواند سخنان شیرین و دلنشین را از لعل زیبا و شیرینزبانش بیرون بکشد، در اصل سخنان دلپذیر را به ما تقدیم میکند.
فجر پیچد بس که بر خود از طلوع صبحها
رشته پنداری مگر از پا برون میآورد
هوش مصنوعی: صبحگاهان به قدری نور و زیبایی در صبحها پیچیده است که گویی خود را در آن میپیچد و شاید با این حال انسان را به فکر وادارد که از زمین برون بیافتد و به آسمانها بپیوندد.
نیست راه عشق او را منزلی غیر از جنون
کوچه زلفش سر از صحرا برون میآورد
هوش مصنوعی: عشق او هیچ جایی جز جنون ندارد، و موهایش چنان جذاب است که روح و جان من را به دشتها میکشاند.
پاک شو تا محرم خوبان شوی، بنگر که آب
چون سر از پیراهن گلها برون میآورد
هوش مصنوعی: خودت را خالص و پاک کن تا به جمع خوبان و نیکان راه پیدا کنی، و ببین چگونه آب، هنگام بیرون آمدن از پیراهن گلها، زیبایی و طراوت آنها را نشان میدهد.
میکند چون صبح خود را روشناس عالمی
هرکه سر از عالم سودا برون میآورد
هوش مصنوعی: هر کسی که از دنیای عشق و حسرت بیرون میآید، مانند صبحی میشود که خود را به روشنایی و آگاهی میشناساند.
چون حباب از سرکشی بادی که داری در دماغ
صرصر مرگ از سرت فردا برون میآورد
هوش مصنوعی: مانند حبابی که به واسطهی باد متلاطم میشود، تو نیز با بخار مرگ که از جانب طوفانی سرد میوزد، فردا از دنیای خود بیرون میروی.
عارفان، بیپرده کی گویند راز دل به هم؟
با صدف گوهر سر از دریا برون میآورد
هوش مصنوعی: عرفا با صداقت و بیپرده، به راحتی نمیتوانند راز دلشان را با دیگران در میان بگذارند. همچون صدفی که با زحمت و از عمق دریا، مروارید را بیرون میآورد، آنها نیز با تلاش و درک عمیق خود، حقیقت وجودشان را آشکار میسازند.
سیر گلزار جهان واعظ به چشم اعتبار
اهل دل را از غم دنیا برون میآورد
هوش مصنوعی: سیر در باغ جهان و زیباییهای آن، واعظ را به گونهای مینمایاند که از طریق چشم دل، نگرش اهل دل را از غم و ناراحتیهای دنیوی خارج میسازد.