برگردان به زبان ساده
نتوانست ز بس ضعف بدندان جا کرد
گره لقمه ام از شیشه روزی وا کرد
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف و ناتوانیام، نتوانستم لقمهام را بهراحتی بخورم و مجبور شدم که از روزی برای حل این مشکل کمک بگیرم.
فیض گمنامیم این بس که ز خلوتگه فقر
شغل دنیا نتوانست مرا پیدا کرد
هوش مصنوعی: من از نظر معنوی به قدری غنی هستم که حتی دنیا و مشغلههای آن نتوانستهاند مرا از دنیای خودم که پر از سادگی و فقر است، بیابند.
سایه بال هما بود بلای سیهی
کز سرم پرتو خورشید سعادت واکرد
هوش مصنوعی: سایه بال هما نشانهای از مشکلات و خطراتی است که بر سر من فرود آمده، در حالی که نور خورشید سعادت و خوشبختی بر زندگیام تابیده است.
نیست شرمندگی دست تهی کم، چه عجب
بید مجنون نتواند سر اگر بالا کرد؟
هوش مصنوعی: نبودن شرمندگی از خالی بودن دست، چه عجیب است که بید مجنون نتواند سرش را بالا کند.
مگر از دست دل زار من آید با او
آنچه در عالم یاری غم او با ما کرد
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که من از دل شکست خورده و غمگینم، همان چیزی را بگویم که او در عالم یاریاش با ما کرده است؟
واعظ این فیض سخن نیست جز از همت عشق
دم ما را نمک شور جنون گیرا کرد
هوش مصنوعی: واعظ در اینجا میگوید که این خوشی و لذت از سخنان عشق به ما رسیده و تنها با تلاش و اراده عشق است که ما به این حال و احوال دچار شدهایم. جنون و دیوانگی ما هم بر اثر شوری و حرارت عشق ایجاد شده است.