برگردان به زبان ساده
زآن شوخ دید تا دل ناسور پشت دست
زد از تپش به مرهم کافور پشت دست
هوش مصنوعی: از آن شیطنت و ناز که آن شخص داشت، دل بیمار من به شدت میتپید و دستم را بر پشت دست دیگرم گذاشتم تا بر این تپش غلبه کنم و آرامش پیدا کنم.
از نازکی نگار شود روی دست او
گر تند بیندش کسی از دور پشت دست
هوش مصنوعی: اگر کسی از دور به دلبر نگاه کند، به خاطر لطافت و نازک بودن پوست دست او، صورتش روی دستش نمایان میشود.
پرخار حسرتیم، بما دست رد منه
سازی خدا نخواسته ناسور پشت دست
هوش مصنوعی: ما مانند پرهایی پر از درد و حسرت هستیم، گویی که خداوند خواسته است بر سینهمان زخمهایی بماند و ما را به حال خود رها کرده است.
در محفلی که شعله حسن تو قد کشید
پیش تو شمع می نهد از دور پشت دست
هوش مصنوعی: در جمعی که زیبایی تو در آنجا خود را نشان داد، شمع از دور به احترام تو دستی را به عقب مینهد.
گردیده است غنچه سراپا دهان و لب
زین آرزو، که بوسدش از دور پشت دست
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر آرزویش کاملاً آماده شده تا از دور، با پشت دست کسی را که دوست دارد، ببوسد.
گل گل شکفتن از تو و، تسلیم از بهشت
برقع گشودن از تو و، از حور پشت دست
هوش مصنوعی: گلها به خاطر تو شکوفا میشوند و بهشت با شوق خود را به عرضه میکند. زیبایی و جذابیت تو مانند حوری، معجزهای است که همه را مجذوب میکند.
واعظ بیاد شهد لبش بسکه میگزد
می گرددش چو خانه زنبور پشت دست
هوش مصنوعی: واعظ، به یاد طعم شیرین لبهایش به شدت عشق میورزد، اما این عشق مانند مُلکی پر از زنبور عسل میشود که در آنجا نمیتواند آرامش داشته باشد.