برگردان به زبان ساده
قوی شد لاغر از گوشمال غم ز بس ما را
برون افتاد چون چنگ از بدن تار نفس ما را
هوش مصنوعی: ناامیدی و غم طاقت را از ما گرفته و وضعیت روحیمان را چنان تحت فشار قرار داده که مانند ساز بیتار، بیحالت و بیمعنا شدهایم. احساس میکنیم که این مشکلات و رنجها، ما را از وجود خودمان دور کردهاند.
گلستانی که بیسرو قد رعنای او باشد
خیابانش ز دلگیری بود چاک قفس ما را
هوش مصنوعی: باغی که زیبایی و رنگ و روح آن به خاطر نبودن یک جوان خوشهیکل و خوشچهره باشد، خیابانهایش پر از غم و ناامیدی است و ما را به یاد اسیر بودن و دلتنگیمان میاندازد.
چه با کوه غمت سازیم؟ کز بس ناتوانیها
ز پا میافگند هنگام برگشتن نفس ما را
هوش مصنوعی: ما چه کنید درباره غمهای تو؟ آنقدر ناتوانیهای ما زیاد است که هنگام بازگشت، نفسمان را به سختی میکشد و از پا میافکند.
به آیین تواضع داد از پشت خمم عادت
بود از شیخ پیری حق این تعلیم بس ما را
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که احترام و تواضع را از شیخی پیر آموختم، که این خود یک عادت و رفتار خوب بود. این آموزش به من نشان داد که چگونه باید در زندگی با دقت و فروتنی عمل کنم.
نهنگ نیستی زین بحر پرشورش به کام خود
کشد ماهیصفت هردم به قلاب نفس ما را
هوش مصنوعی: تو در این دریای پرتنش همچون نهنگ نیستی، بلکه ماهیصفتانی هستند که دائماً به دام نفس و خواستههای ما میافتند.
رهایی نیست دل را زین سهیقدان دگر واعظ
ز هرسو کردهاند این نونهالان در قفس ما را
هوش مصنوعی: دل را از دست این قدبلندها رها نمیکنند و واعظان از هر طرف این جوانان را در قفس قرار دادهاند.