برگردان به زبان ساده
غنچهای، باشد خموشی از گلستان ادب
نرگسی، سر پیش افگندن ز بستان ادب
هوش مصنوعی: در دنیای ادب، همچون غنچهای است که بهخاطر زیبایی و ظرافت خود ساکت مانده و نرگسی در دشت ادب سر خود را خم کرده و در برابر زیباییها متواضع است.
تن بود یکسر کمالات تو، ای صاحب کمال
جان آن باشد ادب، جان تو و جان ادب
هوش مصنوعی: جسم تو تمام ویژگیهای برجسته و فضیلتها را در خود دارد، ای کسی که کمالات را در خود جمع کردهای. روح و جان تو باید در خدمت ادب و آداب باشد، چرا که روح تو و روح ادب به هم پیوستهاند.
حرمت پیران نگهدار ای جوان تا برخوری
کسب پیری میکند طفل از دبستان ادب
هوش مصنوعی: ای جوان، به احترام بزرگترها توجه داشته باش، زیرا روزی خودت نیز به سنی خواهی رسید که دیگران به تو احترام بگذارند. در واقع، کودک نیز در دوران تحصیل و یادگیری ادب و احترام را میآموزد.
میدهند از جان خراج از نقد اخلاص و دعا
کشور دلهاست یکسر ملک سلطان ادب
هوش مصنوعی: از جان خالص و دعای صادقانه هزینه میطلبند، زیرا سرزمین دلها به تمامیت، ملک و قلمرو سلطان ادب است.
نی دهان از خنده بیجا ترا وا میشود
میدرد بیشرمیت بر تن گریبان ادب
هوش مصنوعی: وقتیکه از خندههای بیمورد دهانت باز میشود، بیشرمیات به راحتی درون تکیهگاه ادب را میشکند.
میتوان شد از ادب شیرین به کام روزگار
کمترین نعمت گواراییست بر خوان ادب
هوش مصنوعی: میتوان با آداب و رفتار شیرین، لذت و خوشی را به زندگی آورد. از میان نعمتها، مهربانی و ادب مهمترین و گواراترین آنهاست که به زندگی شیرینی میبخشد.
هست جای خار زیر پا و، جای گل به سر
این بر گستاخی و، آن بار بستان ادب
هوش مصنوعی: در زندگی، در کنار مشکلات و دردسرها (خارها) زیباییها و خوشیها (گلها) نیز وجود دارد. این نشاندهنده این است که باید با ادب و وقار با این دو وجه زندگی برخورد کنیم و از هر کدام درس بگیریم.
تا دهندت در گریبان دل خود خلق جا
همچو گل واعظ مده از دست دامان ادب
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که جمعیت را با زیبایی و دلرباییات فریبدهی، همانند گلی که واعظ را متوجه خود میکند. از آداب و ادب دور نشو و دامان آن را رها نکن.