برگردان به زبان ساده
افتاده است از نظرم ماه و آفتاب
تا چشم بر جمال تو مه رو گشوده ام
هوش مصنوعی: از وقتی که چهره زیبا و دلنشین تو را دیدهام، ماه و خورشید از چشم من ناپدید شدهاند.
رخسار آتشین تو تا دیده ام به چشم
همچون سپند بر سر آتش غنوده ام
هوش مصنوعی: صورت درخشان و آتشین تو را که دیدهام، مانند کسى که بر روی آتش خوابش برده باشد، در دل و جانم غرق شیدایی هستم.
تب خال تب عشق تو مانده است بر لبم
زان دم که بر لب تو لب خویش سوده ام
هوش مصنوعی: تب عشق تو همچنان بر لب من باقی مانده است، از زمانی که لبم را به لب تو سودهام.
در عشق تو چه اشتر نقاره خانه ام
از بس زعمر و زید، ملامت شنوده ام
هوش مصنوعی: در عشق تو به حدی دلتنگی و غمگینی دارم که مثل یک نقارهخانه، صدای شکایتم بلند است و از زندگیام فقط ملامت و سرزنش شنیدهام.
مشکل که آب ما و تو یک جو رود بتا!
من بخت خویش راهمه وقت آزموده ام
هوش مصنوعی: مشکل است که به یک اندازه به من و تو برسد! من همیشه شانس خود را آزمایش کردهام.
هر چند تو به جور و جفایم فزوده ای
من همچنان به مهر و وفایت فزوده ام
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو به ظلم و بیمهرىات افزودهاى، من همچنان به محبت و وفاداریم افزودهام.
زان پیش کاشقان تو از عهشق دم زنند
من پاسبان در گه عشق تو بوده ام
هوش مصنوعی: قبل از این که عاشقانت از عشق سخن بگویند، من نگهبان عشق تو بودهام.