برگردان به زبان ساده
سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
شور و غوغای جهان از گنبد مینو گذشت
هوش مصنوعی: سرو زیبای او با قد کشیدهاش در هر سوی توجهها را جلب کرد و هیاهوی دنیا از آسمان آبی گذشت.
در چمن سنبل ز خجلت سر به پیش افکنده بود
جانب گلشن مگر بویی ازآن گیسو گذشت؟!
هوش مصنوعی: در چمن، سنبل به خاطر شرمندگی سرش را پایین انداخته بود. آیا بویی از آن گیسوی زیبا به سمت گلستان نرسید؟
در کمینگاه تغافل چشم او ره میزند
محمل نازش اگر از گوشه ابرو گذشت
هوش مصنوعی: در جایی که غفلت و بیتوجهی است، چشم او به دنبال فرصتی است. اگر محمل زیبایی او از کناره ابرویش بگذرد، میتواند توجهها را به خود جلب کند.
دود آه عاشقان فواره بر گردون زند
گر سمند ناز او با جلوه از هرسو گذشت
هوش مصنوعی: آتش دل عاشقان چون دود به آسمان میرود و اگر اسب زیبای او با طراوت از هر سو بگذرد، زیباییاش همه جا را پر میکند.
هرسو مو بر تنم مانند خنجر میشود
گر سر مویی دلم را جز سر آن مو گذشت
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد کسی میافتم، مانند تیزی خنجری بر جانم اثر میگذارد. اگر کوچکترین اشارهای به دل من درباره آن فرد بشود، شدیداً احساس درد میکنم.
آفتاب حسن پنداری که آمد در کسوف
تا سودا پیچ و تاب طرهاش از رو گذشت
هوش مصنوعی: طلوع زیبایی او چنان در سایهروشن شد که زلفش در هم پیچید و تلو تلو خورد.
تا شدم طغرل ز تیر عشق او وحشت کمین
وحشتم اندر بیابان از رم آهو گذشت
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر عشق او به شدت عاشق شدم، ترس من از وجود وحشت در بیابان، مثل فرار آهو از شکارچی، از بین رفت.