برگردان به زبان ساده
در طریق عشق کس را رهبری در کار نیست
خانه آیینه را بام و دری در کار نیست
هوش مصنوعی: در راه عشق، هیچکس نیست که راهنمایی کند و در این مسیر، مانند خانهای که فقط آیینه دارد، نه سقفی وجود دارد و نه دری.
میکشد قلاب جذب عشق سویت دم به دم
بسمل شوق توام بال و پری در کار نیست
هوش مصنوعی: عشق تو هر لحظه مرا به خود میکشد و در این حال، دیگر تنم را به پرواز و آزادی نمیبیند؛ فقط شوق به تو در وجودم باقی مانده است.
کی بود شیرازه در جزو کتاب عاشقان؟!
در سواد صفحه دل مسطری در کار نیست!
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند بگوید که نظم و ترتیب عشق در تمام زندگینامهی عاشقان کجاست؟ در واقع، در عمق قلب هیچ خط و خطاطی برای بیان آن عشق وجود ندارد!
فرش تسلیم سجود خانقاه عشرتم
خطبه مینا گر این است منبری در کار نیست
هوش مصنوعی: اگر سجدهگاه و محل تسلیم شما، این خانقاه باشد و در اینجا عشق و معنویت را بشنوید، پس دیگر نیازی به منبر و خطبه نیست.
در طلسم عنصر این چارسوی اعتبار
هیچ در سودای غم سیم و زری در کار نیست
هوش مصنوعی: در این چهار جهت که تنها به اعتبار مادی وابسته است، هیچ در اندیشه غم و اندوه حاصلی از پول و ثروت وجود ندارد.
کوه را هرگز گرانی از صدا مانع نشد
این بود تمکین اگر گوش کری در کار نیست
هوش مصنوعی: کوه همیشه از صداهای بلند و مزاحم تأثیر نمیپذیرد. اگر کسی گوشش نشنود، هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.
پهلوی عشاق باشد گرم سودای جنون
فرش مجنون است هامون بستری در کار نیست
هوش مصنوعی: عشاق در آغوش عشق خود گرما و شوری دارند، و این شور و حال مانند فرش جنونآمیز مجنون است. در این فضا، هیچ گونه کار خاصی وجود ندارد که نیاز به انجام دادن داشته باشد.
میتوان رفتن به همت از زمین در آسمان
بار عیسی گر همین باشد خری در کار نیست!
هوش مصنوعی: میتوان با اراده و تلاش، از زمین به آسمان رفت. اگر هدف مانند بار عیسی باشد، در اینجا نیازی به سعی و تلاش نیست.
وه چه خوش گفتهست طغرل بیدل بحر سخن
درد دل را بندهام دردسری در کار نیست!
هوش مصنوعی: طغرل بیدل به زیبایی بیان کرده است که من در دنیای کلمات و اشعار، در بیان درد و دل خود آزاد هستم و هیچ مشکلی در این زمینه ندارم.