برگردان به زبان ساده
ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
گل ز دیوان جمالت یک ورق از صد کتاب
هوش مصنوعی: ماه در مقابل چهرهات همچون نور کوچکی است که در دل سراب ظاهر میشود و زیباییها و جمال تو چنان است که هر ورق از آن مانند صد کتاب باارزش است.
فکر زلفت داشتم شوقت به دل زد آتشی
سوختم چندان که پیچیدم به خود زین پیچ و تاب
هوش مصنوعی: در فکر زلفت بودم و شوق تو در دلم آتش به پا کرد. آنچنان در این احساس غرق شدم که به دور خود پیچیدم و در آن پیچ و تاب غوطهور شدم.
عارضی چون مهر داری زآه ما غافل مباش
تا نگردد آفتابت تیره از جوش سحاب
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و محبت تو مانند خورشید است، نباید از غم و اندوه ما غافل شوی؛ وگرنه، ممکن است باعث شود که آفتاب وجودت از ابرهای غم تاریک شود.
از دل زاهد نباشد بهره کنز عشق را
شاه را حاصل نگردد مال از ملک خراب
هوش مصنوعی: عشق واقعی و عمیق از دل افرادی که تنها به ظاهر و زاهدانه زندگی میکنند، به دست نمیآید. حتی قدرت و ثروت یک شاه هم نمیتواند از یک سرزمین ویران چیزی ارزشمند به دست آورد.
من شهید تیغ عشقم دود آهم شد علم
بر سر خاکم گذر کن تا نمانی از ثواب
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق زخمی شدهام و همهی درد و غم من به صورت دود بلند شده است. بر خاک من که به نشانهی فداکاریام است، بگذر تا از پاداش نیک آن بینصیب نمانی.
طائر نظاره با خاک در او چون رسد
بر فلک همپایه باشد از بلندی آن جناب!
هوش مصنوعی: پرندهای که به خاک نگاه میکند، زمانی که بر فراز آسمان پرواز کند، به اندازهی بلندی آن وجود عزیز، برابری خواهد داشت.
در تلاش جستجوی حلقه گیسوی او
موج دارد آبله بر پای هر دم از حباب
هوش مصنوعی: سعی در پیدا کردن حلقه گیسوی او باعث میشود که هر لحظه آبله بر پای من به وجود بیاید، مانند حبابی که در آب به وجود میآید.
یک جهان خنجر مهیا کردی از مژگان خویش
تا کی استغنا خدا را بهر قتل من شتاب!
هوش مصنوعی: با چشمان زیبایت جهانی از تیرها و خنجر آماده کردهای، تا کی میخواهی به خاطر کشتن من، خود را از خدا بینیاز بدانی و عجله کنی؟
دم به دم جوش خیال شبنم روی گلش
ز آسمان حسن میتازد به فرقم چون شهاب
هوش مصنوعی: هر لحظه خیال زیبایی گلبرگهای شبنمدار او در ذهنم جاری میشود، مثل اینکه جلوههای زیبای او از آسمان بر سر من میتابد و درخشش و روشنی همانند شهاب دارد.
از نگه بر روی او ساز بم خود زین کن
تا ندرد از تماشا بر رخش طرف نقاب
هوش مصنوعی: از نگاه به او، آوای ساز خود را زیباتر کن تا زیباییاش موجب نشود که او از تماشای چهرهاش خجل شود.
تیرهبختیها نصیبم شد ز دیوان ازل
سرنوشتم را قضا کردست از بال غراب
هوش مصنوعی: سرنوشت تلخی نصیب من شده است، چرا که از آغاز، مقدر شده بود و این قضا را مثل بالهای یک کلاغ بر دوش من گذاشتهاند.
چند روزی شد که دارم با تأمل الفتی
شاهد معنی همان بهتر که نبود در حجاب
هوش مصنوعی: مدتی است که با دقت و تأمل به یک مفهوم نزدیک شدهام، که بهتر است آن را در حجاب نگهدارم و پنهانش کنم.
تا ز فیض آگهی طغرل سخن سر کردهام
بعد من شاعر کسی دیگر نمیبیند به خواب
هوش مصنوعی: من به خاطر لطف و دانش طغرل سخن گفتهام و بعد از من دیگر شاعری را نخواهم دید که به این روش و با چنین آگاهی شعر بسراید.