برگردان به زبان ساده
از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
ریشه نخل امید از چشم تر داریم ما
هوش مصنوعی: ما با وجود ریختن اشکهایمان، به دریا میرسیم و همچنان امید را در دلمان زنده نگه داشتهایم.
بس که باشد جنس ما را گرمی بازار غم
گوییا دکانی از سنگ شرر داریم ما!
هوش مصنوعی: بسیار دلتنگ و غمزده هستیم، به طوری که میتوانیم بگوییم که مثل یک مغازهای پر از درد و رنج، وجود داریم.
رهروان عشق را زاد دگر در کار نیست
توشهای در راهش از خون جگر داریم ما
هوش مصنوعی: عاشقان در مسیر عشق نیازی به نوزادی و شروع جدید ندارند؛ چرا که ما تنها با تجربههای دردناک و رنجهایمان، آموختهها و تجارب خود را در این راه همراه داریم.
ساز قانون محبت را نباشد زیر و بم
در طریق عشق دائم پا ز سر داریم ما
هوش مصنوعی: قوانین عشق همیشه ثابت و بدون تغییر هستند و ما با تمام وجود در این راه قدم میزنیم.
دوش در بزم ادب بودیم سرمست طرب
کز خمار باده اکنون درد سر داریم ما
هوش مصنوعی: دیشب در جمع دوستان و در فضایی با ادب و شادابی بودیم و از خوشی سرمست شده بودیم، اما حالا از نشئگی شراب، دچار درد و ناراحتی شدهایم.
دیده ما از غبار سرمه دامنگیر شد
توتیا از خاک پایش در نظر داریم ما!
هوش مصنوعی: چشم ما به خاطر غبار سرمه تاریک شده است و ما از خاک پای تو، چشممان به توتیا (داروی چشم) دوختهایم!
غنچهسان جمعیت دلها ز دلبر داشتیم
دلبر ما رفت از دل کی خبر داریم ما؟!
هوش مصنوعی: دلهای ما مانند غنچهها پر از عشق و محبت به محبوبی بود که اکنون رفته است و ما از حال و روز خود هیچ خبری نداریم.
آنقدر آماده شهد معانی کردهایم
بند در بند سخن از نیشکر داریم ما!
هوش مصنوعی: ما به قدری در فهم و بیان معانی مهارت یافتهایم که هر قسمتی از کلام ما حاوی شیرینی و زیبایی مانند شیرهی نیشکر است.
کفر باشد در سلوک عشق عیب عاشقان
کی ز تیر طعنه زاهد حذر داریم ما؟!
هوش مصنوعی: عشق ورزی در دل عاشقان، حتی اگر به اشتباهات و کاستیهایشان بیفزاید، نشانه کفر نیست. چرا باید از انتقادات و طعنههای زاهدان بترسیم؟
طغرل آسان کی بود غواصی بحر سخن؟!
سر به جیب فکر از بهر گهر داریم ما!
هوش مصنوعی: طغرل چه ساده میتواند در دریای کلام غوص کند؟ ما برای یافتن گنجهای اندیشه، سر در افکار خود داریم!