برگردان به زبان ساده
گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل
در کنار خود کند تمهید صد گلزار گل
هوش مصنوعی: اگر کسی یک بار از زیباییهای چهرهات گلی بچیند، میتواند به راحتی صدها باغ گل را در کنار خود پرورش دهد.
کردهای تا دیده خود محرم دیدار خویش
جوهر آیینه آرد هر دم از زنگار گل
هوش مصنوعی: تو برای خودت چقدر تلاش کردهای تا دیدار محبوب را ممکن کنی، که این تلاش و پاکی مانند جلا دادن به آیینه است و هر بار زنگارها را کنار میزند و زیبایی را نمایان میکند.
کم بود همچون گل روی تو گل اندر چمن
در گلستان جهان دیدیم ما بسیار گل
هوش مصنوعی: دوست عزیز، در کیمیاگری زیبایی تو، به اندازهای کم است که در میان تمام گلهای جهان، تنها چند مورد شایسته توجه هستند.
صورتی از چین زلفت گر فتد ناگه به چین
پنجه بهزاد میچیند ز شاخ مار گل
هوش مصنوعی: اگر ناگهان صورتت که در چین زلفت نهفته است نمایان شود، بهزاد (هنرمند) گلها را از شاخ مار میچیند.
در چمن گل را اگر بینی تو با صد رنگ و بو
گر نه مانند رخ او بشکفد مشمار گل!
هوش مصنوعی: اگر در باغ گلها، گلی را ببینی که با رنگ و بوی فراوانی خودنمایی میکند، اگر بر خلاف زیبایی و جذابیت چهره او نشکفد، آن را گل ندان.
هر کجا باشد حدیث پرده رخسار او
ساز مطرب آورد از نغمه هر تار گل
هوش مصنوعی: هر جا که سخن از زیبایی چهرهاش باشد، سازها از نغمههای گلها مینوازند.
دم به دم ز اقبال بخت خویش مانند هدف
میکند بر سینهام تیر نگاه یار گل
هوش مصنوعی: هر لحظه از خوششانسی خود، مانند تیری که از کمان رها میشود، نگاه معشوق بر سینهام فرود میآید.
ز اول شب تا سحر خوابیده اندر فرش ناز
کی شود از ناله بلبل دمی بیدار گل؟!
هوش مصنوعی: از ابتدای شب تا بامداد، در ناز و راحت خوابیدهام. چه زمانی از ناله بلبل بیدار خواهد شد گل؟!
جز دم وحدت به زیر رأیت عشقش مزن
خون منصورت کند ناگه ز چوب دار گل
هوش مصنوعی: به جز یاد عشق و وحدت، هیچ وقت به زیر پرچم او عشق نرزید، که ممکن است ناگهان منصور را از چوبه دار برآورده و زنده کند.
وه چه خوش گفتهست طغرل بیدل بحر سخن
خاک راهی باش و از هر نقش پا بردار گل!
هوش مصنوعی: طغرل بیدل به زیبایی بیان کرده است که باید مانند دریا در سخن و علم بزرگ باشی، اما در عین حال تواضع و فروتنی را نیز فراموش نکنی و از هر چیزی که موجب تکبر و خودپرستی میشود، دوری کنی.