برگردان به زبان ساده
چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
یا در امید شو یا صورت دیوار باش!
هوش مصنوعی: مدتی را یا با ناراحتی زندگی کن و معمار آلام خود باش، یا امیدوار باش و به تغییر وضعیت فکر کن.
یا سموم هجر شو یا نکهت بزم وصال
یا خزان بیمحل یا رونق گلزار باش!
هوش مصنوعی: یا اینکه هنگام جدایی و دوری سختی بکشی، یا در خوشی و لذت وصال باشی، یا اینکه در فصل بیثمر و سرد قرار بگیری، یا مثل گلزار پررونق و سرزنده باش!
تا توانی سعی کن از این چمن بیرون مرو
گل شد نهایت اگر ممکن نباشد خار باش!
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی تلاش کن که از این دنیای زیبا خارج نشوی. اگر نمیتوانی مثل گل باشی، حداقل سعی کن که مانند خار آسیب نرسانی.
نیست در کیش محبت امتیاز کفر و دین
رشته تسبیح نتوانی شدن زنار باش!
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، بین کافر و مؤمن تفاوتی وجود ندارد. مثل اینکه همه ما در یک زنجیره از محبت به هم متصل هستیم و نمیتوانیم از این زنجیره جدا شویم.
آرزوی آتش غم بایدت پروانهسان
همچو شمع بزم عشرت تا سحر بیدار باش!
هوش مصنوعی: باید مانند یک پروانه که به شمع نزدیک میشود، آرزوی شعلهور شدن اشتیاق و احساسات در دل خود داشته باشی و تا سپیده دم شب، بیدار و هوشیار بمانی تا بتوانی از لذتهای عشق بهرهمند شوی.
پیش ازآن افتد تو را ای گل به جمعیت خلل
یا گلاب شیشه شو یا زینت دستار باش!
هوش مصنوعی: قبل از اینکه در جمع دچار مشکل شوی، یا به مانند گلاب در شیشه باش یا زینت بخش دستار دیگران باش!
پیشه کن از بزم امکان اختیار مشتری
یار را همدم نهای باری تو با اغیار باش!
هوش مصنوعی: در مجالستهای زندگی، سعی کن دوستی و همراهی با محبوب خود را انتخاب کنی و از باری که بر دوش دیگران است، دوری کن.
تا به کی زانکار تیغ او به ناحق زیستن؟!
یا قبول این شهادت کن و یا اقرار باش!
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر ظلم و تیغ او زندگی کنم؟! یا این شهادت را بپذیر و یا به حقیقت اعتراف کن!
بس که باشد عشقبازی سرنوشت آبرو
نیست ناموست اگر بگذر ز فخر و عار باش!
هوش مصنوعی: عشق و بازیهای آن به حدی زیاد است که دیگر شأن و اعتبار ناموس تو اهمیتی ندارد؛ پس از فخر و شرم بالا برو.
حبذا طغرل که بیدل میسراید مصرعی
بر سر مژگان چو اشک ایستادهای هشیار باش!
هوش مصنوعی: عالی است طغرل که با دل پر احساسش شعری میسراید. مژههایت همچون اشک میمانند که به حالت ایستادهاند، پس هوشیار و بیدار باش!