برگردان به زبان ساده
بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
جوهر دل را غرض نیرنگ امکان است و بس
هوش مصنوعی: بر روی اسب، تنها یک چشم حیران به آینه نگاه میکند و همین کافی است. هدف از کشف حقیقت در دل، تنها فریب و نیرنگی است که در جهان ممکن است وجود داشته باشد.
هر متاعی دارد اینجا جلوه عرض ظهور
انتخاب نسخه هستی نه اینسان است و بس
هوش مصنوعی: هر چیزی که اینجا وجود دارد، نمایی از نمایش و انتخاب شکل زندگی است که تنها به این حد و اندازه محدود نمیشود.
کی شود بیلطف او جمعیت دیو و پری؟!
خاصیت تنها نه در دست سلیمان است و بس!
هوش مصنوعی: چه زمانی میتوان امیدوار بود که جمعیتی از دیو و پری بدون مهربانی او جمع شوند؟! قدرت و ویژگی یگانه در جمع کردن این موجودات فقط در دست سلیمان نیست.
از حدیث لعل او این نکته روشن شد مرا
لعل کی مخصوص در کوه بدخشان است و بس؟!
هوش مصنوعی: از سخن درباره لعل، برایم مشخص شد که این سنگ قیمتی تنها مختص کوههای بدخشان است و جای دیگری وجود ندارد.
کوهکن گر جان شیرین کرد صرف بیستون
حاصلش ازین تمنا کندن جان است و بس
هوش مصنوعی: اگر کوهنوردی با جان خود تسلط پیدا کند و از بیستون بالا برود، به دست آوردن این موفقیت تنها به خاطر یک آرزو و عشق به زندگی است، و بس.
آنچه از باغ امید وصل او چیدم ثمر
بر دلم ز ابروی او یک دسته پیکان است و بس
هوش مصنوعی: هرچه از آرزوی وصال او به دست آوردهام، بر دل من بیشتر از همه، یک دسته تیر و نشانه است که به خاطر ابروی او نشسته است و جز این، چیزی دیگر نمیگوید.
طغرل از درس کمال خویش دارم خجلتی
کز عرق بر جبههام جوش چراغان است و بس
هوش مصنوعی: من از پیشرفت و کمال خود شرمندهام، زیرا بر پیشانیم عرقی نشسته است که نشاندهنده تلاش و زحمت من است، و این تنها نشانهی جدیت من است.