برگردان به زبان ساده
نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
حلقه زلف تو از بند نجاتم ندهد!
هوش مصنوعی: نرگس زیبای تو باعث مستی و شیداییام شده، و نمیتوانم از کمند و اسارت زلفهای تو فرار کنم.
جانب کوی تو خواهم که کنم پروازی
شهپر بال رسایی به قناتم ندهد
هوش مصنوعی: من به سمت کوی تو پرواز خواهم کرد، اما بالهایم به اندازهای برای پرواز کافی نیستند که مرا به قناتت برسانند.
وه که اموال جمالت به نصاب است کنون
لعل جانبخش تو یک بوسه زکاتم ندهد!
هوش مصنوعی: افسوس که دارایی زیباییات به حد نصاب رسیده و اکنون، آن دندانهای قیمتیات یک بوسه برای جانم نمیدهند.
من به اغیار تو هر لحظه به جنگ و جدلم
لیک ترسم که خلاصی ز جهاتم ندهد
هوش مصنوعی: من هر لحظه با دیگران در حال جنگ و جدل هستم، اما میترسم که نتوانم از مشکلاتم رهایی یابم.
شکر یادت کنم امروز که اقبال مرا
به حریم حرمت گر درجاتم ندهد
هوش مصنوعی: امروز سپاسگزارم که مرا به نزدیکی و حرمت تو راه دادهای، حتی اگر به من جایگاهی ندهی.
دل به زلف تو گرو دادم و بخت بد من
در غم عشق تو جز صبر و ثباتم ندهد
هوش مصنوعی: دل خود را به زلف تو سپردم و بخت بد من در این عشق جز صبر و استقامت چیزی به من نمیدهد.
من که در مهره سوداش فتادم طغرل
ترسم از کشتی آن رخ که به ماتم ندهد
هوش مصنوعی: من که در عشق و غم غرق شدهام، از آن طغرل میترسم که وقتی کشتیام به طوفان بیفتد، به سوگ نرود و نالهای نکند.