برگردان به زبان ساده
صورت پذیر درد است، دیبای زندگانی
بی موجه الم نیست، خارای زندگانی
هوش مصنوعی: زندگی پر از رنج و درد است، و زیبایی آن بدون دلیل، مانند زخمیست که در دل وجود دارد.
روزی که زندگانی، گردون نصیب ما کرد
ای کاش مرگ می بود، در جای زندگانی
هوش مصنوعی: در روزی که زندگی، فرصت را به ما بخشید، ای کاش مرگ به جای زندگی نصیبمان میشد.
ای ساکن عدم زار، کشتی مران در آبش
طوفانی ملال است، دریای زندگانی
هوش مصنوعی: ای کسی که در عدم زندگی میکنی، در آبهای طوفانی و پر از اندوه، کشتی خود را به خطر نینداز، زیرا این دریای زندگی پر از چالشها و دشواریهاست.
در باب غم فروزی، یکسان فتاده ما را
با روزهای ماتم، شبهای زندگانی
هوش مصنوعی: ما در غم و اندوه خود به حالتی مشابه روزهای عزاداری دچارهستیم، مانند شبهایی که بر عمر ما میگذرد.
آب حیات می بود در طالع سکندر
چون خضر اگر نمی گشت، جویای زندگانی
هوش مصنوعی: آب حیات در سرنوشت اسکندر وجود داشت، اما اگر خضر به دنبال زندگی نمیگشت، به آن دست نمییافت.
غیر از شراب کلفت، چیز دگر ندارد
گویا سبوی چرخ است، مینای زندگانی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زندگی جز لذت و شادمانی (نماد شراب) چیز دیگری ندارد و تمام آنچه در این دنیا میتوان یافت، در واقع تنها همین لذتها هستند. به عبارت دیگر، زندگی شبیه به گلی است که تنها در خوشبویی و زیباییاش میتوان غرق شد.
ما و شهادت عشق، در کوچه خموشان
کآسودگی ز ما برد، غوغای زندگانی
هوش مصنوعی: ما در کوچههای آرام عشق، به شهادت رسیدهایم، جایی که آرامش از ما گرفته شده و زندگی پر از هیاهوست.
طغرا اگر نمی کرد، شرح غبار خاطر
کی گردباد می داشت، صحرای زندگانی؟
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و رخسار معشوق وجود نداشت، دل شیدا و پریشان ما چگونه میتوانست این همه از غم و سختی زندگی بگوید و این احساسات را تجربه کند؟