برگردان به زبان ساده
در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟
آشفته دماغی به پریشانی من کو؟
هوش مصنوعی: در مدرسه عشق، چه کسی به نادانی من توجهی دارد؟ کجاست کسی که به آشفتگی و سردرگمیام رسیدگی کند؟
در غمکده دهر، غم افتاده فراوان
لیکن چو غم بی سروسامانی من کو؟
هوش مصنوعی: در این دنیای پر از مشکلات و غمها، غمهای زیادی وجود دارد، اما غم بینظمی و بیسرانجامی من کجاست؟
در مصر، عزیزان وطن رانکند یاد
بویی ز وفا با مه کنعانی من کو؟
هوش مصنوعی: و از آنجا که عزیزان وطنم در مصر هستند، آنجا چه بویی از وفا و دوستی برنمیخیزد؟ مه کنعانی من کجاست؟
مهمان خودم کرد قضا، لیک به خواری
جز دامن من، سفره مهمانی من کو؟
هوش مصنوعی: سرنوشت مرا مهمان خود قرار داده، اما جز دامن من، هیچ چیز دیگری در سفره مهمانی من نیست و این موضوع برای من بسیار ناخوشایند و توهینآمیز است.
گفتی که پریشان شده ای نیست چو زلفم
با زلف تو، سامان پریشانی من کو؟
هوش مصنوعی: تو گفتی که دلت به هم ریخته است، اما وقتی موهایم را با موهای تو میبافم، کجا میتوانم نشانهای از بینظمی و پریشانیام پیدا کنم؟