برگردان به زبان ساده
در آتشم فکند که بی دود و دم نشین
غم بر دلم گماشت که رو بی الم نشین
هوش مصنوعی: مرا در آتش انداختند بدون اینکه بخواهند، و غم را بر دلم نشاندند تا اینکه از درد و رنج دور شوم.
حکم قضا رسید که با وسعت سپهر
در تنگنا همیشه چو نال قلم نشین
هوش مصنوعی: قضا و قدر الهی تعیین کرده است که انسان در حالی که در بزرگترین فضاها قرار دارد، همیشه با محدودیتها و مشکلات مواجه باشد، مانند قلمی که در تنگنا و فشار قرار دارد و در حال ناله است.
فریاد می کند جرس کاروان چرخ
کز شهر عیش بگذر و در دشت غم نشین
هوش مصنوعی: زنگ کاروان به شدت صدا میزند و خبر از حرکت میدهد، به ما میگوید که از شهر خوشیها عبور کنید و به دشت غم بروید.
مهمان روزگار چو گشتم، نصیب گفت
در آستان خانه چو نقش قدم نشین
هوش مصنوعی: وقتی به مهمانی این دنیا آمدم، قسمت من هنگام ورود به خانه بهگونهای بود که همچون آثار پا بر زمین نشستهام.
قسمت اشاره کرد که در چارسوی دهر
بسیار کش جفا و ستم، لیک کم نشین
هوش مصنوعی: قسمت به ما نشان میدهد که در گرداب روزگار، رنجها و ستمها بسیار است، اما بهتر است کمتر در این مشکلات نشسته و تسلیم نشویم.
دوران زبان گشود که از نقد عافیت
دست تهی چو مردم صاحب کرم نشین
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسید که زبان باز کرد و گفت: در هنگام نقد و بررسی، انسان از نعمت سلامت و رفاه بیبهره است، مانند افرادی که در جمع نیکوکاران و با مروت نشستهاند.
گفتم که جای نیست برای نشستنم
ایام گفت در ته تیغ ستم نشین
هوش مصنوعی: گفتم که جایی برای نشستن و آرامش ندارم، ایام پاسخ داد که در لبهی ظلم و ستم هم میتوان نشسته و آرام گرفت.
طغرا، چو نقش زندگی ات بد نشسته است
بهر نجات، بر سر راه عدم نشین
هوش مصنوعی: زندگیات اگر به خوبی پیش نمیرود، برای رهایی بهتر است که در مسیر ناامیدی و عدم، نمانی.