شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
پیرهن بافتم از تار نگه بر بدنش
کربلایی ست لب خشک صدف را غربت
گوشمال عجبی داد جلای وطنش
می کند باد صبا اطلس گل پای انداز
صوت بلبل چو کند مایل سیر چمنش
می زند موج صفا بس که ز هر سو بدنش
بهتر از خانه آیینه بود پیرهنش
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
پیرهن بافتم از تار نگه بر بدنش