برگردان به زبان ساده
کو دم گرمی که سوزد پنبه گوش مرا
شور هشیاری چشاند مغز بیهوش مرا
هوش مصنوعی: کسی که بتواند به من انرژی و گرما بدهد تا درد و رنج را از گوشم برطرف کند، من را از حالت بیخبری و خاموشی خارج کند و هوشیاری را به من بچشاند.
یاد ایامی که در دولتسرای می فروش
افسری بود از سبوی می، سر دوش مرا
هوش مصنوعی: به یاد روزهایی هستم که در میخانه، سرهنگی بود که از پیاله شراب بر دوش من میریخت.
شب که با روی بهارافشان درآمد در بغل
بهتر از صد باغ و بستان کرد آغوش مرا
هوش مصنوعی: شب که با زیبایی و نور خود آمد، به گونهای مرا در آغوش گرفت که احساس کردم از داشتن صد باغ و بستان بهتر است.
در گلستان خواندن رویت،سرانگشت ادب
کرد نیلوفر ز مالش، لاله گوش مرا
هوش مصنوعی: دیدن چهرهات در گلستان به من حس شایستگی و ادب در برخورد با زیبایی را میدهد، مانند اینکه نیلوفر از نرمی و لطافت خود بر گل لاله میافزاید و گویی گوش مرا به این لطافت متوجه میکند.
تا شدم همسنگ طغرا در ترازوی غمت
با جنون صرف می سنجد خرد، هوش مرا
هوش مصنوعی: وقتی در برابر غم تو قرار گرفتم، جنون و عقل من بهطور غیرمنطقی با هم مقایسه میشوند و دیگر عقل من برای سنجش اوضاع کافی نیست.