برگردان به زبان ساده
از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد
گرنه تلافیی زنگاه نهان رسد
هوش مصنوعی: نگاه خشمگین و کینهتوز تو مرا به مرز نابودی میکشاند، وگرنه در سکوت و پنهانی چیزی از کینه تو نیست که به من آسیب برساند.
کم کن جفا که پیش تو حرف شکایتم
ترسم که رفته رفته زدل بر زبان رسد
هوش مصنوعی: بهتر است با من بد رفتاری نکنید، زیرا اگر زیاد ناراحتم کنید، ممکن است از دلم شکایتهایم به زبان بیاید و سخنانم برعلیه شما بیان شود.
در قتل ما که حسریتان شهادتیم
تأخیری می کنید مبادا امان رسد
هوش مصنوعی: در کشتن ما که احساس میکنید ما شهادت خواهیم داد، تأخیر میاندازید تا مبادا به ما رحم کنید.
کامی ندیده ایم از آن کو، روامباد
با دامن تهی کسی از گلستان رسد
هوش مصنوعی: ما از آن کسی که در زندگیاش کامی ندیدهایم، نمیخواهیم که با دامن خالیاش کسی از گلستان به ما برسد.
لطفی، که هیچ کم ز تو ای چشمه حیات
ناید ز قطره ای که بلب تشنگان رسد
هوش مصنوعی: ای چشمه حیات، لطف و نیکی تو هیچ کم نمیشود؛ حتی یک قطرهای که به تشنگان میرسد، عطش آنان را برطرف میکند.
منشین زره طبیب که باید بکوی عشق
ما را سر نیاز بر آن آستان رسد
هوش مصنوعی: زره طبیب را کنار بگذار و دل را به عشق بسپار، زیرا ما باید با نیاز خود در برابر درگاه عشق حاضر شویم.